96در كربلا فرود آمديم، در حالى كه كالاى تجارت با خود داشتيم؛ پس به خانۀ مردى درآمديم و شام را نزد او خورديم و از كشته شدن امام حسين7 گفتوگو كرديم و اينكه هيچ كس در ريختن خون آن حضرت شركت نداشت، مگر اينكه به زشتترين حالت مُرد [و به درك واصل شد]. در اين هنگام، مرد ميزبان گفت: شما چقدر دروغ مىگوييد! من خودم در ريختن خون حسين شركت داشتم و در شمار قاتلين او بودم و هيچ مشكلى برايم پيش نيامده است. وقتى شب به پايان رسيد، فرياد و فغان بلند شد. پرسيديم چه خبر شده است؟ در جواب ما گفتند: مرد صاحبخانه به تعمير و اصلاح چراغ پرداخت كه انگشتش آتش گرفت؛ سپس به تمام بدنش سرايت كرد و سوخت. سدى گفت: به خدا سوگند! او را ديدم، چنانكه خاكستر شده بود. 1مفهوم اين بيان، اين است كه كربلا بعد از واقعۀ عاشورا، مناسب و شايسته حضور مردم و زندگانى و ساخت و ساز خانههاى مسكونى گرديد و ساكنين آن، به داد و ستد با بازرگانان پرداختند. همانگونه كه اخبار و احاديث ديگرى، حاكى از اين است كه در مدت كوتاهى بعد از واقعه عاشورا، افراد زيادى از شهرهاى مختلف، به كربلا كوچ كردند و قبر مطهر امام حسين(ع) در آن زمان آشكار و آباد بود و مردم، دسته دسته براى زيارت آن حضرت و عرض حاجت به پيشگاه خداى متعال، آمد و شد داشتند و معجزات فراوانى ازآن، نمايان مىگشت و همگان از مؤمن و فاسق، آنها را مشاهده مىكردند.
در نسخۀ اصلى كتاب نوادر، نوشتۀ علىّ بن اسباط كه از ياران امام صادق(ع) به شمار مىرود، نقل شده است كه:
در همان سال 61 هجرى كه امام حسين(ع) به شهادت رسيد، زنان نابارور از