120آن حضرت به على(ع) فرمود: اى على! در حضور شما چنان مسرور و شادمان شدم كه هرگز سابقه نداشت. همانا به شما مىنگريستم و شكر خداى را به جاى مىآوردم كه چنين نعمتى را به من ارزانى داشته است. ناگهان جبرئيل(ع)، فرود آمد و گفت: اى محمد! خداى متعال از آنچه در دل دارى، آگاه است و شادمانى تو را نسبت به برادرت على(ع) و دخترت فاطمه(س) و پسرانت حسن و حسين(ع) مىداند. پس نعمت خود را بر تو تمام، و بخشش خود را بر تو، گوارا فرموده كه ايشان و نسلشان و دوستان و پيروانشان را با تو در بهشت، جاى داده است. به ايشان همانند تو بخشش مىكند و همسان تو عطا مىفرمايد تا تو، خشنود شوى و فراتر از خشنودى و رضايتت؛ در مقابل، مصيبتهاى فراوانى را كه در دنيا به ايشان خواهد رسيد و ناملايماتى همچون مضروب شدن و به شدّت آزرده گشتن و به قتل رسيدن را - توسط كسانى كه از دين تو خارجاند؛ حال آنكه خود را از امّت تو مىشمارند و از خداى متعال و تو بيزارند - تحمّل خواهند كرد. قتلگاههايشان مختلف و قرارگاههاى آنان پررفت و آمد است و انتخابى نيكو از جانب خداى متعال، براى ايشان و براى تو در حق آنان است. تو نيز خداى متعال را بر اين انتخاب شكر و سپاس بگو و به قضاى او راضى باش؛ من نيز بهخاطر انتخاب نيكوى خداى متعال براى شما، شكر او را به جاى آوردم و به قضايش تن دادم.
سپس جبرئيل به من گفت: اى محمد! همانا برادرت (على(ع))، مظلوم و ستمديده است و بعد از تو، مغلوب امّتت مىگردد و از دشمنان، رنج و زحمت بسيار مىبيند و سرانجام كشته مىشود. او را بدترين فرزندان آدم بلكه بدترين آفريدگان، شقىترين فرد روى زمين، همتاى پِىْ كننده ناقۀ صالح پيامبر به قتل مىرساند؛ در شهر و ديارى كه به سوى آن، هجرت مىكند و آنجا، محل باليدن شيعيان او و شيعيان فرزندانش، مىباشد. در هر حال ابتلائات آنان در آنجا زياد و مصيبتهاى ايشان، بزرگ و سنگين خواهد بود و اين فرزندت - و با اشاره، امام حسين(ع) را