39مىتوان به اين احاديث از زاويۀ تقريب مذاهب اسلامى و اهتمام به وحدت مسلمين نيز نگريست.
نظر به اين حقايق مىتوان گفت كسانى كه گفتوگوى مذاهب اسلامى را برنمىتابند و تعامل غير خصمانه با افكار ديگر را روا نمىشمارند به كلّى از روح اسلام بيگانهاند.
شايد اينان خود بيش از ديگران به سستى منطق و ضعف مبانى و ديدگاههاى مذهبى خود واقفاند، لذا طبيعى است كه از مغلوب شدن در عرصۀ بحث و گفتوگو بيمناك باشند. البته بايد يادآور شد چنين پندار بىاساسى چندان تازه به نظر نمىرسد.
متأسّفانه در تاريخ اسلام با نمونههاى تاريكى روبهرو مىشويم كه برخى جريانها و شخصيتهاى مذهبى از هر گونه پاسخگويى به پرسشهاى ديگران