211غمگين و آشفته حال بود، به محضرش رفتم و سلام كردم، سپس عرض كردم: چرا اين گونه ناراحت و گريان هستيد؟ فرمود: امروز روز وفات عمهام حضرت زينب(عليها السلام) است. از آن روزى كه عمهام زينب(عليها السلام) وفات كرده، تاكنون، هر سال در روز وفات او، فرشتگان در آسمانها مجلس عزا بهپا مىكنند، آن چنان مىگريند كه من بايد بروم و آنها را ساكت كنم، آنها خطبۀ حضرت زينب(عليها السلام) را كه در بازار كوفه خواند، مىخوانند و مىگريند، من هم اكنون از آن مجلس فرشتگان مراجعت نمودهام.
شفاى پسرى كه از بام سرنگون شده بود
مرحوم سيد كمال الدين رقعى، كه زمانى مسئوليت واحد تأسيسات و برق صحن مقدس حضرت زينب (عليها السلام) را به عهده داشت، براى يكى از دوستان خود چنين تعريف مىكرد:
روزى پسرى به نام «صاحب» مشغول چراغانى منارههاى حرم حضرت زينب (عليها السلام) براى جشن مبعث بود كه از بالاى پشت بام به وسط حياط صحن سرنگون شد. مردم جمع شدند و بلافاصله او را به بيمارستان عباسيۀ شهر شام منتقل كردند و به علت حال بسيار وخيم او، توسط پزشكان بسترى شد.
خود او نقل مىكند: هنگامى كه در روى تخت دراز كشيده بودم، ناگهان بىبى مجلّلهاى دست يك دختر كوچك را گرفته و آن دختر