151نگريستن به زينب را نداشت و هنوز از آنچه از او شنيده بود لرزان بود.»
10 - فصاحت و بلاغت
هر خطيبى بخواهد فصيح و بليغ سخن بگويد، علاوه بر استعداد ذاتى، بايد بارها تمرين عملى انجام دهد، همچنين در حين خطابه لازم است از نظر روانى و جسمانى كاملاً آماده باشد تا بتواند خطبهاى فصيح و بليغ ادا كند. و مستمعين بايد با او هماهنگ باشند و الاّ ياراى سخن گفتن نخواهد داشت تا چه رسد به اين كه فصيح و بليغ بگويد.
زينب بدون آن كه دوره ديده و يا تمرين خطابه كرده باشد و در حال تشنگى، گرسنگى، خستگى اسارت، و از نظر روانى داغدار، آواره و تحقير شده با كسانى سخن مىگويد كه نه تنها با او هماهنگ نيستند بلكه حتى سنگ و خاكروبه بر سر او ريختهاند، با اين حال صداى زينب بلند مىشود كه: «اى مردم كوفه! اى نيرنگ بازان و اى بىوفايان...» سخنان زينب(عليها السلام) چنان بود كه وجدان خفتۀ مردم را بيدار كرد و صداى گريه از زن و مرد و پير و جوان و خردسال بلند شد.
خزيم اسدى مىگويد: متوجۀ زينب شدم، به خدا سوگند زنى را كه سر تا پا شرم و حيا باشد، سخنرانتر از او نديدم، گويى زينب از زبان على(ع) سخن مىگفت.
و همو مىگويد: پيرمردى را در كنار خود ديدم كه بر اثر گريه محاسنش غرق اشك شده بود و مىگفت: پدر و مادرم فداى شما باد،