150مسلمان نيست؟ در مجلس ابن زياد، بدون توجه به قدرت ظاهرى او گوشهاى مىنشيند و با بى اعتنايى به سؤالاتش، او را تحقير مىكند، او را «فاسق» و«فاجر» معرفى مىكند و مىگويد: « الحمدلله الذي اكرمنا بنبيه محمد (ص) وطهرنا من الرجس تطهيراً وانما يفتضح الفاسق ويكذب الفاجر وهو غيرنا ؛ 1 سپاس خدايى را كه ما را با نبوت حضرت محمد(ص) گرامى داشت، و از پليدىها پاك نمود. همانا فقط فاسق رسوا مىشود، و بدكار دروغ مىگويد، و او غير ما مىباشد.»
و همچنين در مقابل يزيد و دهن كجىها و بد زبانىهاى او، شجاعت حيدرى را به نمايش گذارده، چنين مىگويد: « لئن جرت علي الدواهي مخاطبتك اني لاستصغر قدرك واستعظم تقريعك واستكبر توبيخك ؛ 2اگر فشارهاى روزگار مرا به سخن گفتن با تو واداشته[بدان كه] قدر و ارزش تو در نزد من ناچيز است، وليكن سرزنش تو را بزرگ شمرده و توبيخ كردن تو را بزرگ مىدانم.»
صداى زندۀ على به صوت دلپذير تو
اسير شام بودى و يزيد شد اسير تو
دكتر عايشه بنت الشاطى مىنويسد: «زينب خاموش شد و يزيد و اطرافيانش نيز چنان بىحركت و خاموش بودند كه گويى پرنده بر سرشان نشسته بود و از ترس پريدن آن تكان نمىخوردند. يزيد ياراى