103در آن هنگام كه گردنكشان قريش غرق در عصيان و سركشى بودند، از پيامبر شنيدند كه:
«و الله لو وضعوا الشمس في يميني و القمر في يساري على أن أترك هذا الأمر ما تركته أو أموت دونه»؛ 1
«به خدا سوگند اگر خورشيد را در دست راستم و ماه را در دست چپم قرار دهند و بخواهند از اين كار (دعوت به آيين خداوند و رسالت) دست بردارم، هرگز چنين نخواهم كرد تا آن كه به مقصود برسم يا در اين راه كشته شوم.»
نزد ابوطالب آمدند و از وى خواستند پيامبر را تحويل آنان دهد. ابوطالب همچون مادرى كه مراقب شيرخوارش باشد، از او حمايت و مراقبت كرد و خطاب به حضرت چنين عرض كرد: «كارى را كه موظّفى، به انجام برسان و بدان كه همواره يارىكننده و پشت و پناهت خواهم بود.» 2
او در قصيدهاى خطاب به بزرگان قريش مىگويد:
ألم تعلموا أن ابننا لا مكذب
لدينا و لا نعبأ بقول الأباطل