278اسلامى تشديد شد. اظهارات و بيانيههاى مختلف عليه حكومت و برخوردهاى خشونتآميز ميان اعضاى جنبشهاى اسلامى و احزاب كمونيست، ويژگى بارز سالهاى 1965 تا 1972 بود. شاخه دانشجويى "سازمان جوانان مسلمان" با نام مستعار "برادران" فعاليتهايش را گسترش داد. در سال 1972، استادان دانشگاه نيز به طور رسمى اما مخفيانه در گروهى به عنوان "جماعت اسلامى افغانستان" سازمان دهى شدند و شوراى اجرايى 15 نفرهاى را از دانشجويان و اعضاى دانشكده تشكيل دادند كه اساساً داراى ريشههاى شهرستانى و شهرى بودند. آنان غلام محمد نيازى را به عنوان بنيانگذار و رهبر غيررسمى خود معرفى و برهان الدين ربانى را به اميرى جنبش منصوب كردند.
اهداف اعلام شده جنبش، ايجاد يك نظم تماماً اسلامى بود كه با هرگونه استثمار، نظم وترتيبات تبعيضآميز سياسى و اقتصادى، فساد، الحاد و كمونيسم مخالفت ميكرد. استراتژى اوليه اين گروه همكارى به صورت منظم و صلحآميز با حكومت و كمونيستها بود. پس از سقوط پادشاهى در17 ژولاى 1973، محمد داد و حزب پرچم ( parcham) - حزب كمونيست حامى شوروى - نيازى و 180 عضو حكومت را زندانى و در 29 مى1978 اعدام كردند.
فقط تعداد كمى از رهبران موفق به فرار شدند از جمله آنها گلبدين حكمت يار بود كه توانست در دوران حكومت داد به پاكستان بگريزد. در 1975 آنها نتوانستند عليه داد شورش كنند. تلاشهاى اين گروهها زمانى موثرتر گرديد كه خود را در قالب مفهومى به نام "جهاد" عليه