185من سلام نمود و من نيز جواب سلام او را دادم، گفتم: از كجا مىآيى اى نوجوان؟!
فرمود: از جانب خداوند.
عرض كردم: به كجا مىروى؟
فرمود: به سوى خداوند.
عرض كردم: زاد و توشۀ تو چيست؟
فرمود: تقوا.
عرض كردم: تو كيستى؟
فرمود: مردى از عرب.
عرض كردم از كدامين عرب؟
فرمود: از قريش.
عرض كردم: توضيح بده كه پسر چه كسى هستى؟ خداوند تو را عافيت دهد.
فرمود: من مردى هاشمى هستم.
گفتم: براى من معين كن.
فرمود: من مردى علوى هستم. آنگاه بعد از قرائت اشعارى فرمود: من ابوجعفر محمد بن على بن الحسين بن على بن ابىطالبم.
سپس نگاه كردم و كسى را نديدم و ندانستم كه به زمين فرو رفت و يا به آسمان پر كشيد. 1