167سخنانم، مرا دعوت به پرهيزكارى خداوند نمايد گردنش را خواهم زد. 1
عبدالملك در سال 65 ه . ق به خلافت رسيد و در سال 68 ه . ق مرد و در همان روز فرزندش وليد به خلافت رسيد. او جوانى بسيار بىادب و زورگو و گردنكش بود. 2
وى در همان روزى كه پدرش مرد، به وصيت او عمل كرد، بالاى منبر رفت و گفت: اى مردم! بر شما باد فرمانبردارى. هر كس از فرمان من سر باز زند و آهنگ مخالفت ساز كند، سرش را جدا خواهم كرد و هر كس كه عمرى را در خاموشى سپرى نمايد با اجل خويش خواهد مرد. 3
او از فساد و تباهى باكى نداشت، تا آنجا كه دربارۀ او گفتهاند: سوگند كه زمين از فساد و تباهى آكنده شد. 4
وليد در نيمۀ جمادى الاول سال 96 مرد و همان روز را روز جانشينى برادرش سليمان نگاشتهاند، او فردى زبان باز، سخن پرداز و بسيار تجملگرا و اسراف كار بود و به تجملات پوشاك بسيار اهميت مىداد. 5
وى در سال 99 هجرى درگذشت. امام باقر(ع) او را فردى ستمگر معرفى مىكرد و مىفرمود: سليمان فردى ستمگر و