120احمد بن عبدالله از اكابر و محدثان برجسته مىگويد:
«لَمّا ماتَ زَينُ العاِبدين(ع) فَغَسَلُوهُ جَعَلُوا يَنظُرُون الى آثارِ سَوادٍ في ظَهرِهِ وَ قالُوا: ما هذا؟ فقيل: كانَ يَحملُ جَربُ الدَقيقَ لَيلاً عَلى ظَهرِهِ يعطي فُقَراءَ اهلَ المَدينَه 1؛ پس از رحلت امام
(ع) به هنگام غسل آثار كوفتگى و سياهى بر پشتشان مشاهده كردند. گفتند: اين ها چيست؟گفته شد آثار حمل كيسههاى آرد است كه شبانه براى فقراى اهل مدينه حمل مىنمودند».
بعد از شهادت آن حضرت، آثار كيسههاى بارى كه در شب براى بىنوايان مدينه حملكرد بر پشتش ديده مىشد.
در همين راستا محمد بن اسحاق مىگويد: عدهاى از مردم مدينه زندگى مىكردند ولى نمىدانستند هزينۀ زندگى آنها از كجا تأمين مىشود، هنگامى كه حضرت سجاد(ع) از دنيا رفتند، آنچه شبانگاهان بدانان مىرسيد قطع شد. 2
باز هم در همين رابطه جلال الدين قزوينى شافعى معروف به خطيب دمشقى مىگويد: آن حضرت صدقه را در پنهانى مىداد و مىگفت:
«إنّ صَدَقَةَ السِّرّ تُطْفى غَضَبَ الرَّبّ 3؛ صدقۀ پنهانى خشم خدا را فرو مىنشاند».