78خصوص بنده در آن روز شرح سلامتى را با هزار شكرانه از بابت توفيق ختم عمل به توسط پست خانه دولتى كه در طرف جنوب خانه مباركه و مسجد الحرام واقع بود مشروحاً نوشته به ايران فرستادم.
[55] در شب و روز چهاردهم و پانزدهم هم به علاوه از سياحت شهر و بازارها و اقمشه و امتعه آن متواتراً و متوالياً گاهى به طواف و سعى مستحبى و نيابت از اقارب و عشاير و احياء و اموات و گاهى به اداى فرايض و قضا به طور اتمام در مسجد الحرام و مقام حضرت ابراهيم و حجر اسماعيل و تحت ميزاب مقدّس موفق بوديم.
در عصر روز پانزدهم تذكرهها را بر حسب قانون دولتى به قونسول ايران ارائه داشته، از هر نفرى سه مجيدى و نيم بلكه تا چهار مجيدى گرفت و صحّه كشيده، بيچاره حاجى امين الشريعه دارايى به يغما داده تذكرههايش از دست رفته، با خواهر عورت و پسر جوان تير خورده مجروح زمين گير كه براى يك شاهى خرج روزى معطّل و با هزار رواندازى ده عدد ليره عثمانى از جناب حاجى نقيب استقراض كرده با دو صد مرارت هم دو سه تذكره از حاج كه بين راه تلف شده بودند به دست آورد.
قونسول بىانصاف با علم به احوال اين گونه اشخاص يغما شده باز همان چهار مجيدى از براى صحّه مطالبه داشت. در هر صورت همان روز چهاردهم ذى الحجه اجازه حركت حاج از اقبال بلند ماها از جانب جناب شريف صادر گرديد و معاودت از راه بين الحرمين براى حملين و حاج كه خيال مدينه داشتند از بابت هرزگى اعراب قدغن