76نموديم. بعد وارد مسجد الحرام، اول حج تمتّع و حَجۀ الإسلام با شرايط آن به جا آورديم. بعد صرف ناهار مختصرى در بازار صفا كرديم. آن وقت به اداى حج نساء پرداخيم. تا دو ساعت بعد از زوال از تمام عمل فارغ شديم. كأنّه تازه از مادر متولد شديم. و براى توفيق به اداى چنين تكليف بزرگ كه رشته حيات باقى ماند، شكرها نموديم و مهرها گذارديم. گويا از ذوق در پيراهن نمىگنجيديم. پس به منزل رفتيم. چاى با كيفى صرف شد. لباس احرام را خلع نموده در ساروق بستيم به نيت روز آخر عمر، و لباس مرسومى پوشيديم. به منى براى بيتوته شب دوازدهم آمديم. دو ساعت به غروب به منى رسيديم. فوراً حلق تمام رأس به يك قروش عرب نموديم. موهاى گنديده را در آن صحراى شريف دفن نموديم. به نيت آن كه خداوند اين دولت جاويد و سعادت كلّى نصيب اولاد و احفاد ما فرمايد و صحراى منى را هم گماشتگان شريف با شرف از كثافات و قاذورات و ميتات آن هم اضحيه براى رفع ميكروب وبا كه غالباً موروث مى شد از بابت حفر و دفن چنان پاك كرده بودند كه ابداً اثرى از هيچ عفونتى نمانده بود.
اين شد كه يك ساعت از ليله دوازدهم كه برآمد به جهت شكرانه ... اثر مرض موحش و باد سلامت حاج بعد از آن كه تمام نقاط اسلام تلگراف شد شروع به شليك آتش بازى گرديد. صفحۀ آسمان پر از [54] كواكب حمراويه ناريه ستارههاى آتشى به الوان مختلفه صفحه آسمان را پر ساخت. از دو طرف شليك توپهاى كوه افكن يكى از طرف محمل مقدس نبوّت يكى از طرف محمل مصرى، زمين و زمان را چون كشتى در روى بحر موّاج به اضطراب آورد تا