141بخارى و ذغال سماور و اقامت يك شب در آنجا، چهار تومان داده شده، صبح سوار شده و ناهار وارد قزوين در عمارات ديوانى گرديديم. جناب اجل، ميرزا صالحخان سردار امجد، حاكم قزوين كالسكه و يدك و چند نفر فرستاده بودند.
مختصر اين است كه چهار روز و سه شب در راه رشت بوديم. در قزوين براى عوض نمودن اسب چاپارى با كالسكهها و گارى نزد رييس چاپارخانۀ آنجا فرستاده بود و پيغام داده بود كه حضرت اقدس ارفع امجد والا وليعهد گردون مهد چون از دارالخلافه اعلام شده كه شنبه 6 شهر صفر از آنجا حركت خواهيم فرمود، اگر الآن از اينجا شما حركت نكنيد فردا مالهاى چاپارخانه را براى ملتزمين ركاب مبارك حضرت اقدس خواهند برد و يك هفته در اينجا مى بايد اقامت كنيد تا مالها برسد. به اين جهت ناهار صرف، نماز ظهر و عصر خوانده با جناب سردار وداع نموده، عازم شديم و الى پنج ساعت از شب گذشته به مهمانخانههاى حصارك خود را رسانيدم و صبح جمعه 5، سه ساعت از روز مزبور گذشته، به ميهمانخانۀ شاه آباد وارد گرديده، ناهار صرف و نماز ظهر و عصر خوانده و سجدۀ شكر حضرت قادر متعال به تقديم آمده، عازم شهر طهران شديم.
در بين راه شاه آباد، حضرات مستقبلين كه جنابان ثقۀ السلطنه و مشير نظام 1 واعزاز الدوله ومستوفى نظام رسيدند. روى فرزندان را بوسيده و شكر حضرت ذوالجلال را به جاى آورده روانه شدم.