79قيامت، كه مردمان را به هراس مىافكند، رهايى بخشد.»
زائر بايد از فردگرايى و گرايش گروهى محدود بپرهيزد؛ زيرا همۀ زائران ميهمانان خدا هستند و كمك به آنها از عبادت است. متاسفانه گاه ديده شده كه تنگنظرى بر فرد يا گروه حاكم مىشود و امكانات و وسيله نقليه را از آن خود مىدانند و با وجودى كه مىتوانند به زائران ديگر، بويژه هموطنان خود يارى رسانند، بىتفاوت مىگذرند و يا بخل مىورزند و تنها به راحتى خود مىانديشند كه اين با فلسفۀ حج در تضاد است.
خدمت كردن به ديگران در سفر، بويژه در سفر حج، مايۀ مباهات و نشانۀ سيادت و بزرگوارى است. پيامبر صلى الله عليه و آله مىفرمايد:
«سيّد القوم خادمهم فى السفر». 1 بنابراين، زائر بايد از راهنمايى، كمك و خدمت به ديگران، حتى افراد ناشناس، دريغ نورزد و در اين خدمت، رضاى خداوند را در نظر بگيرد.
در احوالات امام زينالعابدين عليه السلام آوردهاند كه آن حضرت سفر نمىكرد، مگر با گروهى كه او را نشناسند و با آنان شرط مىكرد كه از خدمتگزاران آنها باشد و در حوائجشان بكوشد. نقل شده كه آن حضرت با گروهى همسفر شد كه يكى از افرادِ گروه در خلال سفر او را شناخت و آسيمه سر به همراهان گفت: مىدانيد اين آقا كيست؟ گفتند: نه، گفت: او علىبن الحسين عليهما السلام است. آنها با شنيدن اين سخن از جاى جستند و بر دست و پاى آن حضرت بوسه زدند و گفتند: اى فرزند رسول خدا، آيا مىخواستيد ما را به دوزخ افكنيد!، اگر از دست و زبان ما خطايى سر