25
أَللّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ وَ أَتَوَجَّهُ إلَيْكَ بِنَبِيِّكَ مُحَمَّدٍ(ص) نَبِىِّ الرَّحْمَه، يا مُحَمَّدُ إِنِّي أَتَوَجَّهُ بِكَ إِلي رَبِّى فَتَقْضي لِي حاجَتِي... 1
آنگاه حاجت خود را ذكر كن. عثمان بن حنيف گويد: شخص ياد شده آن اعمال را انجام داد آنگاه به سوى خانه عثمان روان شد بىدرنگ دربان آمد و او را نزد عثمان بن عفان برد. عثمان نيز او را با احترام پذيرفت و حاجتش را به طور كامل برآورد و به او گفت: «من همين الآن به ياد حاجت تو افتادم، هرگاه بعد از اين حاجتى داشتى نزد ما بيا».
عثمان بن حنيف گفت: «اين دستور از من نبوده، بلكه روزى خدمت پيامبر(ص) ، بودم. نابينايى نزد حضرت آمد و از كورى خود شكايت كرد. حضرت ابتدا به او پيشنهاد كرد كه صبر كند، ولى او نپذيرفت. سپس به او همين دستور را داد و آن شخص، بعد از انجام دستور، بينا شد». 2
بنابراين، هم در زمان حيات ظاهرى و هم پس از رحلت پيامبر اسلام(ص) به ايشان توسل شده است.