102ه) حكم از على(ع) نقل مىكند كه فرمود:
لَوْلا أَنَّ عُمَر نَهى عَنِ الْمَتْعَةِ مَا زَنَى الاَّ شَقِىٌّ. 1
اگر عمر از متعه نهى نمىكرد، هرگز كسى مرتكب زنا نمىشد مگر بدبخت.
4. بنابر آنچه گذشت، متعه به نص قرآن، حلال بوده و تا دوران عمر هم، انجام گرفته است.
به صورت متواتر نقل شده كه عمر گفته است:
مُتْعَتَان كَانَتَا عَلَى عَهْدِ رَسُولِ الله(ص) وَأَنَا أَنهَى عَنْهُمَا وَأُعَاقِبُ عَلَيْهِمَا. 2
دو متعه در زمان پيامبر(ص) [حلال]بود و من از آن دو نهى مىكنم و به سبب آن كيفر مىدهم.
الف) آيا عمر چنين حقى را داشت كه در مقابل نص قرآن اجتهاد، و حلال خدا را حرام كند؟
ب) حتى بعد از تحريم خليفه دوم نيز، دهها نفر از صحابه و تابعين، قائل به حلّيت متعه بودند. 3
ج) آيا خليفه دوم، دليل قابل قبولى براى اين تحريم