103داشت؟ از بررسىهاى تاريخ چنين چيزى بر مىآيد كه خير.
د) فرض مىگيريم كه عمر، چنين حقى را داشت و كار او نيز، درست بود. آيا با تحريم او، حكم زنا بر متعه، بار مىشود؟ با آنكه متعه در واقع، همان ازدواج است و بيشتر احكام ازدواج دائم بر آن مترتب است. از جمله؛ متعه همچون ازدواج دائم، عقد و صيغه خاصى مىخواهد و مهر و مدت، در آن لازم است. چنان كه عقل و بلوغ و عدم مانع شرعى، از قبيل نسب، يا سبب يا رضاع و مانند آن، شرط صحت ازدواج موقت است. ساير احكام نكاح دائم، از قبيل ممنوعيت آميزش در حال حيض و نفاس، الحاق فرزند به همسر و...، همگى در متعه نيز جارى است. درحالىكه در زنا، هيچيك از اين امور رعايت نمىشود؛ نه عقدى در آن است، نه فرزند به پدرش ملحق مىشود و نه ارثى مىبرد و نه محرميتى حاصل مىشود و نه عِدّهاى دارد و... .
علاوه بر آن اگر متعه را زنا بدانيم، بايد قائل شويم كه مسلمانان در زمان پيامبر(ص) و عهد ابوبكر، تا اواخر حكومت عمر، مرتكب زنا مىشدند.
بههرحال، اين مطلب از اصل تحريم حلال الهى زشتتر است و در واقع، از ناآگاهى گوينده و عدم دقت در تفاوتهاى فراوان اين دو، ناشى مىشود.