35رزا پاسخى به پرسش سعيده نداد و همچنان خيره به عكس نگاه كرد. سعيده ادامه داد:
- خيلى از انسانها توى دنيا هر روز با وقايعى از اين دست از بين مىرن؟ فكر مىكنى مسبب اصلى كيه؟ مىدونى هر روز چند تا از همين مسلمونها به دست صهيونيستها كشته مىشن؟ به نظر تو كى سلاح در اختيار اسرائيلىها مىذاره؟
رزا همچنان به سكوت خود ادامه داد. سعيده نگاهى به رزا انداخت. چشمانش پُر از اشك شده بود بغض راه گلويش را بست. به طرف اثاثيهاش رفت و از داخل چمدان آلبومى را بيرون آورد، آن را باز كرد و مقابل رزا گرفت:
- بگير! نگاه كن.
رزا عكس ارنست را روى ميز گذاشت و آلبوم را از دست سعيده گرفت. عكس اول تصوير دو جوان و مرد ميانسالى را نشان مىداد. رزا نگاهى پرسشگر به سعيده انداخت و پرسيد:
- اينا كىاند؟
سعيده در حالى كه سعى مىكرد بر خودش مسلط باشد، با صداى لرزان گفت: اون جوونا، دو تا از برادرهاى مناند؛ ياسر و حمزه و اون مرد مسن