75سجاده خود به تعقيبات نماز مشغول گرديد تا آفتاب دميد. سپس به كتابهاى رجالى كه در دسترس داشت، مراجعه كرد و ديد گفته آن سيد علوى درست است. فردا در بين جمعيت، همان سيد علوى را يافت. نزد او رفت و پرسيد: مطلبى را كه ديشب پيش از سحر به او گفته از كجا به دست آورده است. سيد علوى انكار كرد كه سحر پيش او بوده و سوگند خورد كه شب گذشته اصلاً در روستا نبوده و بيرون از روستا به سر مىبرده است و حتى ادعا كرد: اصلاً سيد مهدى قزوينى را نمىشناسد.
سيد مهدى بىدرنگ سوار مركب خود شد و عازم زيارت مرقد ابويعلى گرديد و به مردم گفت:
اكنون بر من واجب شد كه به زيارت او بشتابم؛ زيرا شك ندارم آن سيد علوى كه ديشب ديدم، امام زمان عليه السلام بوده است.
از آن پس مرقد او رونق بيشترى گرفت و مردم توجه بيشترى به زيارت او نشان دادند. سيد مهدى قزوينى بعدها در كتاب فُلك النجاة خود تصريح كرد كه مرقد مذكور، متعلق به ابويعلى حمزة بن قاسم، از نوادگان حضرت عباس عليه السلام است. 1