74اما به زيارت مرقد او نمىرفت. اين موضوع، موجب كمرغبتى مردم آن منطقه نسبت به زيارت آن مرقد شريف گرديد. روزى از او خواستند به زيارت مرقد برود، او در پاسخ گفت به زيارت كسى كه نمىشناسد، نمىرود.
روز بعد او به دهكده مذكور رفت و در اواخر شب براى خواندن نماز شب، برخاست. نزديكىهاى طلوع آفتاب، سيدى از اهل همان روستا كه مورد اعتماد آن عالم ربانى بود، نزد وى رفت و دليل زيارت نكردن او را پرسيد، ولى همان پاسخ پيشين را شنيد.
آن سيد علوى گفت:
چه بسيار امور مشهورى هستند كه اصلى ندارند، اين مرقد متعلق به حمزة بن موساى كاظم عليه السلام نيست كه به اشتباه اين گونه مىپندارند، بلكه اين مرقد متعلق به ابويعلى حمزة بن قاسم، از نوادگان حضرت عباس عليه السلام است كه از علما اجازه حديث داشته و دانشمندان رجال، او را بر وثاقت و پارسايى ستودهاند.
سيد مهدى قزوينى گمان كرد كه او اين سخن را از علما شنيده و هرگز نمىپنداشت كه او از كتابهاى رجالى و روايى چيزى بداند. از اين رو، به آن سيد علوى چندان توجهى نكرد.
سيد علوى خارج شد و سيد مهدى قزوينى در