62در اين هنگام سكينه عليها السلام از پدر پرسيد: «عمويم عباس عليه السلام كجاست؟ او رفته بود براى ما آب بياورد؟» امام با بغضى سنگين در گلو پاسخ فرمود: «عمويت كشته شد!» صداى گريه از نهاد او برخاست. زنان خيمه صداى آنان را شنيدند. حضرت زينب عليها السلام نيز به نوحهسرايى برخاست و گفت: «واى عباسم! واى برادرم! فرياد از بىكسى پس از تو!» امام نيز گريست و فرمود:
إى وَ اللّٰهِ وا ضَيْعَتاه وَ انْقِطاعُ ظَهْراهُ بَعْدَكَ اباالفَضْل عليه السلام ! يَعُزُّ عَلَىَّ وَ اللّٰهِ فِراقُكَ. 1
آرى به خدا! فرياد از بىكسى و شكستن كمر [من] پس از تو اى ابالفضل! جدايى تو [چقدر] بر من گران خواهد بود.
4. سوگوارى امّ البنين عليها السلام
وقتى بشير بن جذلم، مأموريت يافت مردم مدينه را از فاجعهاى كه در كربلا رخ داده، آگاه سازد، حضرت امّ البنين عليها السلام جلو آمد و با گريه گفت: «بشير! از حسين عليه السلام مرا با خبر كن!» بشير در پاسخ او گفت:
«اى امّالبنين! خداى تو را صبر دهد! عباس عليه السلام تو كشته شد». امّ البنين عليها السلام دوباره گفت: «از حسين عليه السلام