57خدا را سپاس گفتند و شمشيرها را غلاف كرده و بىدرنگ پراكنده شدند. 1
نخستين رويارويى مسلم عليه السلام
اندكى بعد كه آبها از آسياب افتاد و سر و صداها فروكش كرد، عبيداللّٰه تصميم گرفت براى مردم كوفه سخنرانى كند، اما همچنان از شورش مردم كوفه و خروج مسلم عليه السلام بيم داشت. به همين خاطر با تعداد قابل توجهى سرباز، از قصر خود خارج شد و برخى چهرههاى سرشناس كوفه را هم گرد آورد تا بيشتر به هدف خود نزديك شود.
مردم در مسجد كوفه جمع شدند و عبيداللّٰه بالاى منبر رفت و با لحنى بين قدرت و اضطراب گفت:
اى مردم! از شما مىخواهم از خدا و پيشوايان خويش پيروى كنيد و در بين امت تفرقه نيندازيد كه خود را به كشتن مىدهيد و خوار و آواره مىگرديد كه پيشينيان گفتهاند: برادر تو كسى است كه به تو راست بگويد و اگر تو را ترساند، وظيفهاش را در قبال تو به خوبى انجام داده است.
سخنش بدينجا رسيده بود كه نگهبانى سراسيمه از درب خرمافروشان، داخل مسجد دويد و فرياد كشيد: