50
تعيين جاسوس براى پيدا كردن مسلم عليه السلام
نقشه قتل عبيداللّٰه، تأثير روانى فراوانى بر او گذاشته بود و سبب شد او شمشير را براى سركوبى مسلم عليه السلام از رو ببندد. از اينرو، تمام روز را به اين مسأله فكر مىكرد كه چگونه مسلم عليه السلام را بدون مواجهه با مردم كوفه به دام بيندازد. وى غلامى به نام مَعقِل داشت كه امين او محسوب مىشد و از اهالى شام بود. عبيداللّٰه، سه هزار سكه نقره به او داد و به گفت:
اين سكهها را بگير و در پى يافتن مسلم عليه السلام باش تا راهى به مخفىگاه او بيابى. اين كار را با نهايت دقت و حوصله انجام بده و عجله نكن.
معقل سكهها را گرفت، اما نمىدانست اين كار را بايستى از كجا شروع كند. ناخواسته به سمت مسجد كوفه به راه افتاد. وقتى وارد شد، مردى را مشغول نماز و نيايش ديد. با خود گفت: «حتماً اين مرد از شيعيان است؛ چون آنها بسيار نماز مىگزارند». سپس در گوشهاى نشست و منتظر شد تا نماز او تمام شود.
آنگاه پيش او رفت و در كنارش نشست و گفت:
فدايت شوم! من مردى شامى از قبيله ذو الكلاع 1