56هزار و هشتصد و سى و پنج كيلومتر طول آن است (كيلومتر هزار ذرع است، لفظ كيلو به معنىهزار است و متر به فرانسه كمتر از يك ذرع است. هر ذره معادل با يك متر و چهل و هشت جزو از هزار جزو متر). و تا حاجى طرخان رو به شمال مىرود و در بعضى جاها رو به شمال شرقى. عرض اين رودخانه از هزار ذرع هم متجاوز است و در بعضى جاها آنقدر عريض است كه ساخل پيدا نيست و عمق آن چهار پنج ذرع است. آبش گلآلود و تند است، اما خيلى گواراست و سواحل طرفين اين رودخانه بسيار با صفا است و همۀ سواحل مرتفع و مشرف به رودخانه مىباشد و گلههاى خوك ابلق و سياه در كنار رودخانه مىچرند و كلاغهاى ابلق و سياه و سارهاى بزرگ ماهىخوار و ساير طيور در كنار رودخانه بسيار است و اغلب ايلات قللوق كه بتپرست هستند، در كنار رودخانه ولگا آلاچيق زده مسكن دارند و مواشى و احشام زياد از گاو و گوسفند و اسب و ماديان در آن حدود دارند و اغلب اهالى سواحل به صيادى اشتغال دارند. باغ و زراعت كمتر دارند و زياده از يك باغ در آن حدود ملاحظه نشد، اما اشجار جنگلى و بيدمشك و بيد متعارفى در سواحل آن زياد است. بالجمله رودخانه شط عظيمى است و بعضى جزاير معتبر هم در اين رودخانه پيدا مىشود و دهات بزرگ هم كه از مضافات حاجى طرخان است در كنار رودخانه واقع است. و در هر قريه يك كليسياى خوب ساختهاند كه بسيار با شكوه است و تا سرالتين كه به راهآهن سوار خواهيم شد در رودخانه ولگا حركت خواهيم كرد بعونالله تعالى.
بحر خزر
چون از بحر خزر، الحذر گويان خارج شده داخل رودخانه ولگاه شديم، مناسب اين است كه حالات بحر خزر را به طور مختصر بيان نماييم كه اسباب مزيد بصيرت گردد.
بحر خزر از بِحارى است كه به هيچ دريا اتصالى ندارد و جزر و مدى ندارد و رنگ آن سياه و قعر آن گل و لاى است و غير از ماهى منفعت ديگرى ندارد و از قرارى كه مىگويند سالى هزار و پانصد كشتى ماهيگيرى به آنجا مىآيد والعُهدة عَلى الرّاوى. و آبش به واسطۀ چشمههاى نفتى كه در اطرافش واقع است از آبهاى درياهاى ديگر شورتر و تلختر است و در واقع بحيره است نه دريا؛ اما بزرگترين بُحيرات زمين است.
طول آن از مشرق به مغرب