309كه از طهران مالها را آورده بودند در اينجا به ما رسيدند.
چهارشنبه چهارم كاغذى به جناب امير نظام نوشته، درشكه و مالها و آدمهاى ايشان را مرخص كرديم رفتند، دو ساعت از روز گذشته، از حاجىآقا حركت نموديم و غروب وارد قراچمن شديم. اراضى راه امروز بسيار سبز و خرم و باصفا بود. از حاجىآقا كه گذشتيم و مسافتى طى كرديم چمن اوجان نمودار شد، هوا ترشحى داشت، در كنار چمن ايستاده غليانى صرف كرديم. از آنجا گذشته، مسافتى طى كرده به كاروانسراى دواتگر رسيديم و اين كاروانسرا در عهد شاهعباس ثانى ساخته شده، اشعار تاريخ آن را در سنگ بالاى درب كاروانسرا نوشتهاند و آن اشعار را در اينجا نوشتيم. عطاى داد خدايى چو از خزانۀ خود
پنجشنبه پنجم از قراچمن حركت كرديم. پنج ساعت از دسته گذشته وارد تركمانچاى شديم. مسافت سه فرسنگ بود و اراضى دو طرف راه زراعت و سبز و خرم بود. يك فرسخ به تركمانچاى مانده، قريۀ مهماندوست و باغات آن در يسار جاده بود. در آنجا مَلَه هست و غربا را آميزند. تركمانچاى در جلگۀ مخفضى واقع است؛ ده بسيار بزرگى است و خانههاى رعيتى آنجا زياد است و در اين قريه عقد مصالحۀ روس و ايران بسته شد.
جمعه ششم دو ساعت از دسته گذشته، از تركمانچاى حركت كرديم و همه جا رو به مشرق مىرفتيم. سه ساعت و نيم به غروب مانده وارد ميانج شديم. اراضى اين راه تماماً سبز و خرم و زراعت بود. در اواخر منزل راه سخت شد، به رودخانۀ قورىگل كه رسيديم سوارۀ لطفعلىخان شاطرلو كه صد و پنجاه نفر است، با اكبر ميرزا پسر مرحوم قهرمان ميرزا كه حاكم سراب و شقاقى است، در عرض راه ايستاد و به استقبال آمده بودند. بيست نفر قزّاق را هم فرزندى ناصرالدوله از اردو به استقبال فرستاده بود و راپورت