305يدك فرستاده بود. غروب وارد كلينقبا شديم و در خانۀ رعيتى بسر برديم. منزل اينجا بسيار بد بود. در آن دهكده عمارت خوبى نبود و اين دهكده در جزو مرند است.
دوشنبه بيست و پنجم سه ساعت از دسته گذشته حركت كرديم. مسافت پنج فرسنگ بود و فرسنگ و نيم كه رفتيم به قراتپه رسيديم. تا آنجا اراضى راه صاف و هموار بود و از آنجا به بعد راه پست و بلند شد و رودخانه پديد گشت كه از جانب زنور مىامد يك فرسنگ به قصبۀ مرند مانده در پهلوى دماغۀ كوه، حاكم مرند با جمعى سوار به استقبال آمده ايستاده بودند. به آنها اظهار مهربانى كرده گذشتيم. چهارساعت به غروب مانده وارد مرند شديم. اهالى آنجا تماماً به استقبال آمده و در دو طرف راه سرباز و توپچى ايستاده بودند.
به آنها مهربانى كرده گذشتيم. چون خانۀ لطفاللهخان عمارت خوبى بود منزل ما را از جانب حكومت آنجا قرار دادند. ما در اندرونى منزل كرديم و سليمانپاشا در بيرونى.
لطفالله خان پذيرايى كرد. امروز دو كاروانسرا در بين راه ديديم، يكى منسوب به شاهعباس بود و ديگرى به هُلاكوخان كه در پنج فرسنگى مرند در نزديكى قريۀ ايرانپولى واقع است. چشمۀ آب گرمى هم در كنار راه بود.
مرند
محال مرند خوب محالى است و قصبۀ آن در دامنۀ كوه واقع است، ولى فاصلۀ آن با كوه زياد است و آن كوه در طرف جنوب امتداد دارد و قصبۀ مرند نيز قصبۀ خوبى است.
كوچه باغ طولانى در ميان قصبه است و قريب دوهزار خانوار رعيت دارد و جلگۀ آن بسيار باصفا است و دهات و باغات و اراضى مزروعى در حوالى و اطراف آن است و خوش آب و هواست.
سهشنبه بيست و ششم سه ساعت از روز گذشته حركت نموديم. خان حاكم و سوارها به مشايعت آمدند. بعد از طى مسافتى آنها را مرخص كردم. راه امروز چهار فرسنگ مسافت داشت و رودخانه هم در راه ديده شد. كوه مِشَو هم كه ريواس خوبى دارد و خوشمنظر است در اين راه بود و در سمت يمين جاده واقع بود. چهار ساعت به غروب مانده وارد صوفيان شديم و در دهكده، در خانهاى منزل كرديم.