297از خدمۀ كليسيا در اطراف آن سُكنى دارند و در ميان آن كوه، در ميان دره، آبادى و باغات است، چون مواجه چاپارخانه كوه است، كليسيا نمودار نيست. و از سوقانلو دوازده ورس كه طى نمايند پستخانه ياغلوجه است كه چاپارخانۀ سيم است ولى آب ندارد، بايد يك ورس طى كرده از كُر بياورند. فضاى ياغلوجه آبادى زياد دارد ولى اشجار غرس نمىنمايند، چندين ورس درهماهور دارد و در وسط درهماهور قراولخانه ساختهاند؛ آن قراولخانه نيز آب ندارد. از رودخانه كُر مىآورند و تا رودخانه، هفت ورس مسافت است. در آنجا هر چه چاه بكنند آبش شور است و در ميان تپهماهور، درۀ طولانى عميق است كه آن را شاه كزْلِنِن نامند، همان دره است كه آقا محمدشاه شهيد - طاب ثراه - در فتح تفليس در آنجا پنهان شده بودند. نكتۀ ساختن قراولخانه هم در آن تپهماهور گويا همين است كه بعدها كسى در آن حدود بُسقو نكند. و بعد از تپهماهور تا ده ورس به آخر منزل مانده، خيابانى است كه رو به جنوب امتداد دارد و ده ذرع عرض آن است. آب كُر از راه دور مىشود و در هر جا، در دوره ياغلوجه مىگردد. از ياغلوجه بيست و دو ورس كه طى مىنمايند پستخانۀ آلْكِت نمودار مىشود كه پستخانۀ چهارم است. چاپارخانه آب ندارد، بايد مسافتى طى كرده از رودخانه بياورند. بر مسلمين بد مىگذرد.
رودخانهاى كه در نزديكى آن است، قنطرهاى از سنگ بر روى آن ساختهاند كه يك چشمه دارد و رودخانه از جنوبى چاپارخانه مىگذرد. از آلْكِت بيست ورس كه مىگذرند، قريۀ صلاحلو نمودار مىشود كه پستخانۀ پنجم در آنجا است. قريۀ معتبرى است، هشتصد خانوار رعيت دارد، چاپارخانه هم در نزديكى اين قريه واقع است.
رودخانۀ كُر از كنار چاپارخانه مىگذرد و صحراى صلاحلو تماماً بيشه است كه آن را قرايازى گويند. انواع حيوانات از مرال و خرس و آهو و غيره در آنجا يافت مىشود و اين بيشه را از طرف دولت قوروق كردهاند. ابتداى آن از ياغلوجه است و انتهاى آن قراولخانه مينكهچور است. رودخانۀ كُر در همه جا پيدا است؛ گاهى به قدر دوهزار قدم دور مىشود و گاهى دويست قدم نزديك. ده ورس به صلاحلو مانده قريۀ سخلو است.
قبرستان طايفه سخلو هفت ورس دورتر از قريۀ سِخلو است. نزديك قبرستان رودخانۀ خرام است. از سِنقكرپى مىگذرد؛ سِنقكرپى به تركى به معنى پل شكسته است. يك پايه از پل سابق باقى است كه