285انقلاب دريا كپيتان صلاح دانست كه كشتى را به طرف طرابوزان حركت بدهد زيرا كه هم راه دورتر مىشد و ديرتر به پوتى مىرسيديم و هم احتمال خطر داشت. ما هم از ديدن طرابوزان كه چندان لزومى نداشت، صرف نظر كرده، حكم كشتى را مستقيماً به طرف پوتى حركت بدهند. شب را دريا تلاطمى داشت و چرخ طرف يسار كشتى قدرى عيب كرده بود. چهار ساعت از شب رفته كشتى را نگاه داشتند و با طناب و غيره به هر قسم بود وصّالى كرده كشتى را حركت دادند، ولى خير خطر داشت.
يكشنبه دو ساعت از روز گذشته سه نفر كپتانها در بالاى سقف چرخ طرف يمين ايستاده با دوربين به اطراف دريا نگاه مىكردند. ميل بزرگى شكسته به ميان پرههاى چرخ افتاده سقف بالاى آن را خراب كرد. كپيتانها به پايين افتادند، خداوند رحم كرد كه چرخ از حركت افتاد و كشتى ايستاد و الا اگر در حركت بود كپتانها را كه هادى كشتى بودند متلاشى كرده بود. عملۀ كشتى به چابكى كپيتانها را بالا كشيده بيرون آوردند. بحمدالله تعالى از تفضلات الهى به هيچ وجه عيب نكرده بودند. چون راه پوتى دورتر از راه باطوم بود و به واسطۀ طغيان آب و خرابى چرخ كشتى ممكن نبود در آن حالت به سمت پوتى بروند، چنيبن صلا دانستند كه اقرب طرق را طى كرده به باطَوم بروند. كپيتانها به چستى و چابكى كشتى را تا نزديك باطَوم رسانيده لنگر انداختند و مشغول ساختن چرخهاى كشتى شدند. تا دو ساعت به غروب مانده با نجّار و آهنگرى كه داشتند چرخها و سقف آن را ساختند، ولى چون دريا تلاطم و انقلابى داشت و هوا ابر و بارندگى بود، حركت را صلاح ندانستند و وقت را مساعد نديدند. در اين اثنا از باطوم فتحلىخان ايروانى مهندس كه نوكر دولت روس و مقيم باطوم است با صاحب منصب ديگر به كشتى آمده استفسار كردند كه اگر به شهر باطوم خواهيد آمد، قايق حاضر كنم جواب گفتم، احتمال آمدن دارد؛ هر وقت خواستيم بياييم قايق كشتى خودمان حاضر است. بعد شهبندر عثمانى كه در باطوم بود آمده خبر كرد كه حاكم آنجا با اجزاى خود به ديدن مىآيد. پنج ساعت از روز گذشته آمده ديدن كردند و رفتند. همه با لباسهاى رسمى آمده بودند. بعد از رفتن آنها قونسول فرانسه با لباس رسمى آمد و زود رفت. خلاصه امروز را خداوند عالم به ساكنين كشتى ترحم فرمود كه از اين حادثه خرابى چرخ كشتى با حالت طغيان دريا آسيب