260بزرگى باشند، به آن جهت، هر يك را هَرَم گويند و تمام آنها را اهرام و اين كه لفظ هَرمان معروف است، چنانچه گفتهاند، بنىالهرمان فىالسرطان، به واسطۀ آن است كه دو گنبد آنها بسيار بزرگند، به جهت بزرگى دو گنبد، به لفظ تثنيه ادا كنند و الّا اهرام كبيره و صغيره افزونتر از دو بودهاند؛ چنانچه نوشتهاند هيجده هَرَم بوده، اكثر آنها را در عهد سلطان صلاحالدين يوسف بن ايوب قرْقوش، زوجۀ او منهدم كرده، سنگهاى آنها را در قناطر بكار برده است و ما چهار گنبد آن را باقى و برقرار ديديم كه دو تاى آنها بسيار بزرگ بودند و اولى بزرگتر از ثانى بود و دو تاى ديگر به همان نسبت كوچكتر از هَرَمان بودند، و شكل آنها مربّع مخروطى است كه مشتمل بر مثلثانند؛ ضلع اكبر آنها بر حسب ذرع، قريب دويست و سى ذرع است و بر حسب اقدام پانصد قدم است و بر حسب ذراع، چهارهزار ذراع و محيط آن سه هزار ذراع است و چنين شكلى مركز ثقيلش در وسط باشد؛ اجزاى آن يكديگر را فرا گيرند و از هبوب رياح و تقاطر امطار و مرور دهور منهدم نگردد و اجزاى بنيان آنها در هَرَمان حجارۀ بيضا است و چنان سنگها را بر يكديگر پيوستهاند كه يكپارچه به نظر مىآيد و طول سنگها از يك ذرع افزونتر نباشد و در غير هَرَمان، در بعضى حجاره حمراء صوانه ملوّن است، و صوانه نوعى از حجارۀ مصر است كه منقط و شديدالصلابه است، بحيث لا يؤثر فيه الحديد. و جمع صوانه، صوّان گويند و در برخى طَوب و طين است كه از آجر و گل بنا نهادهاند و هر يك بر حسب ظاهر، اگر چه مخروطى هستند و بايست منتهى به نقطه شوند، ولى بالاى آن مخروطى حقيقى نباشد، چنانچه بر بالاى گنبد بزرگ هَرَمان كه رفتند، سطح مربعى بود و هر يك از اضلاع آن نه ذرع بودند. در اين گنبد، در ارتفاع بيست ذرع از طرف شمالى واقع است كه چند سال است كاوش كرده يافتهاند و پيش از آن مسدود بوده است و درب آن به اندازهاى است كه يك نفر بتواند داخل شود و تا پنجاه ذرع سراشيب است؛ سنگها گستردهاند كه بايد به احتياط رفت كه اقدام لغزش نكند. و عرض اين معبر به قدرى است كه يك نفر دو دست خود را بتواند به ديوار دو طرف متصل نمايد و تا هر جا كه شعاع آفتاب تابش كند روشن باشد، از آن پس تاريك گشته، احتياج به چراغ افتد. و در آنجا سنگ سه ذرعى هم ديده شد. و بعد از طى اين مسافت، فضايى نمودار مىشود كه چندان بزرگ نباشد و معلوماتى ندارد؛ پس از آن،