231شود و مشاجره كردند. يك از اولاد يعقوب لطمه بر عيص زد، سر او جدا گشته در مغاره افتاد. سرش در مغاره ماند. جسد او را برده در قريۀ سعير دفن كردند و اولاد يعقوب محوطه بر مغاره كشيدند و علامات قبور را در هر موضع معين كردند كه هذا قبر ابراهيم و هذا قبر زوجته ساره، هذا قبر اسحاق و هذا قبر زوجته ريقه و هذا قبر يعقوب و هذا قبر زوجته ليعا، و بعد در را بستند. پس از آنكه آن حدود به تصرّف فرنگيان درآمد، گنبدى بر روى آن بنا كردند و چون به تصرف سلاطين اسلام درآمد آن گنبد را منهم نمودند.
سور سليمان
گويند بر حضرت سليمان، بعد از بناى بيتالمقدس، از جانب ايزد تعالى امر شد كه بر قبر حضرت ابراهيم سورى بكشد. از قدس شريف به ارض كنعان رفت، پيدا نكرد. جبرئيل نازل شده پيغام آورد كه نورى ظاهر خواهد شد و قبر ابراهيم بر شما پديدار خواهد گشت. نورى از آسمان آمد، حضرت سليمان موضع رامه را كه نزديك به حبرون است تصور كرده، بناى سور در آنجا گذارد. جبرئيل دوباره نازل شده پيغام آورد، اين موضع نيست، نور ديگر ظاهر خواهد شد و به موضع قبر ابراهيم نازل خودهد گشت. نورى دوباره آمد و بر موضع قبر خليل نازل شد و حضرت سليمان نيز بناى سور نمود و پس از بناى ايشان اطراف آن كمكم آبادى بهم رسانيد و اول يوسف رامى از متموّلين بنىاسرائيل بود و ادراك زمان حضرت عيسى عليه السلام را هم نموده بودند. بناى آبادى گذارده، بعد از آن به مرور آباد شد. سورى كه حضرت سليمان عليه السلام بنا كردهاند، سنگهاى عظيمه عريضه دارد، سنگ پنج ذرعى و هشت ذرعى نيز در آنجا مشاهده شد كه قطر آن را دو ذرع مىگفتند و شخص از مشاهده آن حيران مىشد كه اين سنگهاى عظيم را به چه نحو حمل كردهاند. طول سور از جنوب به شمال، هشتاد ذرع است و عرضش از مشرق به مغرب چهل و يك ذرع و ارتفاع آن بيست و شش ذرع و بسيار سور محكمى است و در ميان آن، در زمان دولت (ناصرالدين محمد) قلاوون مسجد و بقاع ساختهاند و سلاطين عثمانى نيز به مرور مرمت كردهاند.