205و از آنجا سوار شده به منزل رفتيم. منزل ما عمارتى بود كه از جانب حكومت معين كرده بودند. بيوت تحتانى و فوقانى و در جلو آن باغچۀ وسيعى داشت كه سبز و خرم بود. براى عملجات در اطراف باغچه چادر زدند و خودمان با خواص اصحاب در عمارت فوقانى به سر برديم. در اطاق سالون حلويات چيده بودند. تنقلى نموده، پس از آن غذا آوردند، در سر ميز صرف شد. دو ساعت به غروب مانده قونسولهاى فرانسه و نمسه و انگليس و عثمانى و مسكو و اسپانيا و امريكا به ديدن آمدند. با آنها صحبت داشته رفتند. امروز و امشب در يافه مهمان دولت بوديم و خوب پذيرايى از ما كردند.
وصف يافه
يافه شهر خوبى است و آن را يافا نيز گويند و يونانيان جوبه نامند. مشهورترين بلاد است و در طرف شرقى دريا واقع است. گويند پيش از طولان نوح نيز بوده است و در نزديكى اسلكه در ميان دريا سنگها است. معلوم مىشود قديم آبادى تا به آنجا بوده، به واسطۀ طغيان آب خراب شده است. در روزگار يونانيان صد و نود و شش محله بوده است. بعد خراب شده و حالا هفتاد و چهار سال است كه آبادى و حالت حاليه را به هم رسانيده است. حصارى در طرف دريا ساختهاند. از طغيان آب در بعضى نقاط شكستگى بهم رسيده؛ عمارات و مدارس و باغات آن زياد است و اغلب ميوۀ باغات آن مركبات است و از اقسام مركبات پورتقال زياد است و خيلى بزرگ مىشود. چهار پنج عدد آن يك من است و بدون تخم است. نهايت امتياز را دارد و بسيار خوشچاشنى است. آب آن را گرفته به جاى شربت استعمال مىنمايند و باغات را از آب چاه مشروب مىكنند و در تمام باغات سيصد چاه است كه آنها را بيار گويند و آب چاهها شيرين است و دور باغات يافه را از درخت صبّار كاشتهاند كه به منزلۀ ديوار است. ساقهاى قوى و سخت دارد و برگهاى آنها پر از خار است. نمىتوان از آنها عبور كرد. در حقيقت براى حفظ باغات سد محكمى است و اين درخت را به فارسى درخت انجير فرنگى گويند. و عدد نفوس يافه چهلهزار است. نصف مسلمان و نصف ديگر يهود و نصارى هستند و هواى يافه در همه فصل خوب است مگر در تابستان كه شبها اختلاف پيدا مىكند، بدين جهت اهالى آنجا از