199
صحن و مسجد و بقعه محىالدين
از درب صحن داخل دالان وسيعى مىشوند و از آنجا وارد صحن مىگردند و در ورود به صحن در يمين و يسار آن ايوان سرپوشيده است كه چهار ستون در طول آنها واقع است و در طرف غربى صحن نيز ايوانى است كه چهار ستون دارد و در وسط صحن، حوضى است و در جنوب صحن جامع ظريفى است كه ديوار جنوب آن مشرف بر باغچه است و چهار دربچه به باغچه گذاشتهاند و در اين مسجد چهار اسطوانه است و درب مقبرۀ شيخ در زاويۀ ديوار شرقى صحن است كه اتصالى به زاويۀ جنوبى دارد و سطح مقبره پستتر از سطح صحن است. شانزده پله از سنگ گذاردهاند تا وارد مقبره شوند.
محاذى در مقبره سه قبر است. بر فراز هر يك عمامه سبز بزرگى گذاردهاند. دو نفر آنها كه نزديك به ضريح شيخ محىالدين هستند، از احفاد او باشند. يك نفر ديگر كه قدرى دورتر است، محمدامينپاشا است كه در آنجا مدفون است. اين مقبره مستطيل است و تقريباً ده ذرع طول آن است. در طرف جنوب دو دربچه به نارنجستان باز است و در سمت مغرب، طاقچۀ بزرگى كه يك ذرع و نيم طول آن است، ساخته، پنجرهاى نصب كرده، شيشه انداختهاند و كتابهاى شيخ را در آنجا گذاشتهاند و در سمت مشرق نيز دو دربچه گذاردهاند كه به باغچه باز مىشود و در شمال مقبره نيز درى است كه از زمين بالاتر است. ضريح شيخ در وسط مقبره است و اين اشعار را در اطراف آن نوشتهاند. در طرف شرقى اين شعر است: قَد كانَ صاحِبُ هذا القَبر جوهرةٌ يَتي -مةٌ صاغَها البارى مِنَ النطف
و در سمت غربى آن اين بيت است: عَزّت فَلم تَعرف الايام قَيمتها فَردّها غيرةً مِنهُ الى الصّدَفِ
و در تاريخ مرمت ضريح نيز در اطراف آن نوشتهاند: مقامك محىالدين سامى الذّرا