189كرده بودند، آوردند تماشا كرديم، زنى به صنعت خياطت، تمام اعضا و اجزاى آن شكل را برجسته ساخته است كه مانند اشكال مجسمه به نظر مىآمد و در حقيقت كمال تصنع را در دوختن و ساختن آن به كار برده است و از قرارى كه حسن قوتلو تقرير مىنمود، صورت سلطان عثمانى است. بالجمله اشخاصى كه از جانب والى شام، ليلاً و نهاراً، مواظب خدمت ما بودند، عاليجاهان اسماعيلبيك قرّل آقاسى و شكيببيك يوزباشى و محمدبيك يوزباشى و عزت افندى ملازم ثانى و توفيق افندى ملازم ثالث و امين افندى كه اجزاى ادارۀ نظارت است و يحيى افندى چاوش و كامل افندى و سليم افندى دهباشى و بكر افندى و بيست نفر عسكر و محمدآقاى ملازم و ده نفر جَندرمه بودند. در هنگام ورود ما، جناب حمدىپاشا، والى شام، در بيروت بودند. همين كه از بيروت مراجعت نموده وارد شد، به ديدن ما آمدند. با ايشان صحبت داشتيم، بسيار مرد معقولى بود.
دمشق
بدان كه شهر شام از اقدم مدن عالم است. اگر چه لفظ شام اسم است از براى تمام مملكت شام، ولى چون شهر دمشق كه مقر ايالت و وُلات است افضل و اوسع و اجمل تمام شهرهاى اين مملكت است، اكنون شام گويند و از آن شهر دمشق اراده كنند و تسميۀ اين مملكت به اسم شام در سنۀ 634 مسيحى شد كه مسلمانان بر كفار عرب مستولى شدند و از اين جهت اين مملكت را شام گفتند كه در شمال كعبه واقع است، چنانكه يمن را از اين جهت يمن گويند كه در يمين كعبه واقع است و در اوايل زمان تمام مملكت را بر پنج ناحيت قسمت كرده شامات مىگفتند و اكنون نيز بدان سبب اين لفظ در السنه و افواه مستعمل است. شام اول فلسطين بوده كه رمله و قدس شريف و عسقلان و سمبطيه و نابلس و غزه از شهرهاى اين ناحيت است. شام دوم حوران بوده كه شهر آن طبريه و در وقت آمدن از مدينه منوره از اراضى دهات اين ناحيت مىگذرند. شام سيم غرطه بوده است كه اكنون شهر آن معمورۀ دمشق است و غرطه در دو فرسنگى شهر دمشق است و چنانكه اهل سير و تواريخ نوشتهاند از جنات اربعه روى زمين است و آن سه جنت ديگر