190سُغد سمرقند و شعيب بوّان و نهرالاُبُّله باشد؛ بلكه غرطه را افضل جنات اربعه شمردهاند زيرا كه طول آن سى ميل و عرض آن پانزده ميل مىباشد و تمام اين مسافت مشتمل بر انهار و اشجار است كه مشبك به يكديگرند، كَانَّها بُستانٌ واحدٌ، و هيچ يك از آن جنات را اين عرض و طول و وسعت و صفا نباشد. شام چهارم حِمص بوده است. شام پنجم قِيسرين كه شهر آن حلب است و از زمانى كه دولت عثمانى بر مملكت شام مستولى شده است، تقسيمات آن به نحو ديگر گشته است. سلاطين قديمۀ عثمانى به دو قسمت نموده بودند. اول سورى و دوم فلسطين و سلاطين عثمانى بر چهار ايالت تقسيم نمودند، اول ايالت حلب، دوم ايالت دمشق، سيم ايالت صَيدا، چهارم ايارت قدس شريف. و متأخرين سلاطين عثمانى تمام آن ممكلت را سورى گفتند، ولى در سلطنت سلطان عبدالعزيز به دو قسمت شده، ولايت حلب، ولايت سوريه كه مركزش دمشق است و در اين زمان جزئى از ولايت سوريه را كه قدس شريف باشد، به جهت وسعت و اعتبارش منفصل نموده مستقلاً متعلق به بابعالى داشتهاند و در لفظ شام سه لغت است، شام و شأْم و شِآُم.
حدود شام
بدان كه شمال شام، آسياسى صغرى است و جنوب آن جزئى از بلاد عرب است كه آن را تيه بنىاسرائيل گويند و شرق آن عراق و باديه است و غرب آن بحر روم است.
القاب شام
بدان كه شهر شام را چهار لقب باشد و ادبا و فصحا در نظم و نثر خود بدان لقب استعمال نمايند. لقب اول آن دمشق است و در وجه تسميۀ آن چنين بيان كردهاند كه دمشق بن كنعان يا دمشق بن نمرود بانى اين بلد بوده است. لقب دوم آن جيرون است و در وجه تسميۀ آن چنين گفتهاند كه جيرون بن سعد بن عاد بن عوص بن دمشق بناى اين شهر نموده است. لقب سوم و چهارم جلق و فيجاء است و وجه تسميۀ آن را بيان ننمودهاند.
اقسام و ابواب شام
بدان كه شهر شام مشتمل بر دو قسمت است، يكى داخل سور و ديگرى خارج سور.
آنچه داخل سور است بناى قديم آن باشد ولى به مرور خراب و ويران شده، بعضى مخازن