174و شفتالو در بعضى از باغات بود و بعض ديگر بىدرخت بودند و در آنها زراعت نموده بودند.
تبوك
بدان كه تبوك را صاحب قاموس به تقديم با نوشته است 1 و صاحب مجمعالبحرين به تقديم تا نوشته. مسجد و خانههاى رعيتى و قلعۀ عسكريه دارد كه تخميناً ده ذرع طول آن است و در پشت قلعه، در سمت شمال، چشمۀ آب و سه بركه است كه از آب چشمه پر مىشوند و سكنۀ آنچا تقريباً دويست خانوار است، ولى امروز جز معدودى از طايفۀ نسوان ديده نشد و رجال آن ديده نشدند. چنين مىگفتند، امسال بعد از آمدن محمل شامى، خونى در ميان آنها واقع شده، مردان آنها نزد مشايخ اعراب رفتهاند كه عمل خون را بگذرانند، ولى جناب سعيدپاشا مىگفت: دروغ مىگويند، مردان آنها مخفى شدهاند و عجبتر آن كه، در اين آبادى غير از خرما و كاوه و جو آذوقه پيدا نمىشد.
دوشنبه دوم يك ساعت از دسته گذشته روانه شديم. حركت رو به شمال غربى بود.
اراضى اين راه از اول تا آخر صاف و مسطح و وسيع بود و در دو سه جا انحطاط و انخفاض اندكى در راه به هم مىرسيد و جبال اطراف بسيار دور بودند و منبرالنبى ديروز و امروز نمودار بود. ظهر عواف كردند. يك ساعت به غروب مانده وارد منزل شديم و اسم منزل را قاع مىناميدند. آب نداشت. تمام حجاج از منزل تبوك آب برداشته بودند.
امروز در اين راه افعى شاخدار مخطّطى ديده شد كه دو وجب قد آن بود. سرش را كوبيده آوردند، ملاحظه نموديم.
سهشنبه سيم طلوع صبح روانه شديم. اراضى اين راه نيز وسيع بود و بعضى جاها شورهزار بود كه سنگها شوره بسته بود. دو ساعت به منزل مانده، در سه چهار محل سنگلاخ شد، ولى چندان خت نبودند و فاصلۀ سنگلاخها مسطح بود و نزديك به منزل، نخلهايى ديده شد كه بعضى بلند بودند و پارهاى كوتاه، ولى نخلهايى كه ساقۀ آنها كوتاه بود، بيشتر از نخلهاى بلند بودند. ظهر عواف كردند. غروب وارد منزل شديم. اسم منزل را