168شمال بود و اراضى اين راه مسطح بود و اطراف آن جبال؛ ولى وسعتى در عرض آن بود.
براى نماز صبح و ظهر عواف شد. هوا سرد بود و باد مىوزيد. يك فرسنگ به منزل مانده زمين هموارتر گشت و وسيعتر شد و رنگ خاك آن اندكى ميل به زردى داشت و نزديك منزل، جبال يمين و يسار نزديك به يكديگر مىشد و در سمت يمين راه كوهى ديده شد كه به شكل مخروطى بود. از آن كه گذشتيم يك ساعت و نيم به غروب مانده وارد منزل شديم كه آن را بعضى سهلالمطران و برخى مَربْع مىناميدند. اردو را در صحرا در دامنۀ كوه انداخته بودند. از ديشب تا حالا چهارده ساعت در حركت بوديم و منزل معمول اينجا نبوده است، بلكه در طرف يمين آن مسافت يك فرسنگ، محلى بود كه آن را بئرالغنم مىناميدند. چون زمين آن كوير است و شتر نمىتواند از آنجا حركت نمايد و پاى آن بر زمين فرو مىرود بدان جهت آن منزل را متروك داشتهاند و اگر باران ببارد، گذشتن از آن راه در غايت اشكال است. بالجمله امشب سه ساعت از شب رفته باران آمد ولى زود قطع شد.
يكشنبه بيست و سيم نه ساعت از شب يكشنبه گذشته روانه شديم. حركت به سمت شمال غربى بود و اراضى اين راه مشتمل بر هفت تنگه بود كه اراضى بعضى از آنها وسيع و بعضى اوسَعْ و در بعضى از طرف ايسر داخل مىشدند و در برخى از طرف ايْمَن. تنگۀ هفتم سنگستان بود و سنگهاى سخت و عظيم داشت و در صبح و ظهر عواف شد. بعد از آن كه از تنگهها بيرون رفتيم، به صحراى وسيعى وارد شديم كه از طرف مغرب كوهى امتداد داشت و مسافت آن خيلى بعيد بود و دو ساعت به غروب مانده وارد مداين صالح شديم. در نزديك منزل در چند جا كوههاى كوچك ديديم كه منقطع و به اشكال مختلف بودند از ابتداى آن صحرا تا منزل، سه ساعت و نيم مسافت داشت. جلگۀ مداين صالح بسيار وسيع بود و كوه طرف مغرب آن به طور دايره بر اطراف اين جلگه احاطه كرده بود. در سمت مغرب قلعۀ كوچكى ساختهاند، سه درخت نخل بزرگ در برابر آن است و چهار نخل كوچك در پهلوى آن و در ميان قلعه چاهى است و در بيرون قلعه بركهاى كه آب آن از همان چاه است و در برابر قلعه، دو قبر ديده شد كه در بالا سنگ يكى اسم حاجى سليمان را نوشته بودند و در سنگ ديگر نام احمد افندى را و اين دو نفر در اين منزل وفات يافتهاند و مدفون شدهاند. و در اين منزل صد نفر عسكر با يك عراده توپ و صد بار