153نماز خوانده پس از آن به منزل آمدم.
سهشنبه يازدهم صبح رفعتآغا نايب شيخالحرم آمد. خواجۀ مودّبى بود، به او صحبت داشته مهربانى كردم، پس از آن قاضى معزول مدينه آمد؛ قدرى با او صحبت داشتيم، در اين اثنا، روساى سادات حسينيه و موسويه و نخاوله آمدند. چون اين دو طايفه شيعه هستند و در مدينه مسكن دارند و لازم الرعايه مىباشند سيصد تومان بالمناصفه به آنها نياز شد كه صرف معاش خود نمايند و چون قصد زيارت جناب حمزه سيدالشهداء و ساير شهداى احد داشتم، دوازده اسب و سى نفر عسكر و ده نفر پياده و دو نفر شترسوار با يك مِمباشى و يوزباشى از جانب حكومت حاضر شدند، سوار گشته از دروازۀ شام بيرون رفتيم. خيمۀ جناب سعيدپاشا و اردوى شامى در سر راه بود. به جهت بازديد سعيدپاشا به خيمۀ او رفته با او قرار داديم كه اردوى شامى را روز جمعه حركت بدهد كه به فضيلت زيارت شب جمعه نيز فائز شويم؛ او هم قبول كرده بالاخره بعد از صرف قهوه و شربت سوار شده به طرف كوه احد رفتيم.
كوه احُد
بدان كه كوه احُد در شمال ميدنه و مايل به مشرق است، كوه منقطعى است، طرف شمالى و شرقى او به شهر نزديكتر است و از شهر مدينه تا احد مسطح است و سه ربع ساعت مسافت دارد. جبل سلع در سمت يسار راه احد، در شمال و مغرب مدينه واقع است. كوه منقطعى است و يك گوشۀ آن به سور است. مسجد فتح، كه احزاب هم گويند، در دامنۀ غربى كوه سلع است. قلعه توپخانه هم در بالاى كوه نزديك به كوه سلع است و در شمال و مغرب حرم واقع است و مشرف به ميدان است كه حجاج شامى در آنجا خيمه زدهاند.
(قبر) نفس زكيه محمد بن عبدالله بن حسن بن حسن عليه السلام در سر راه احد، در نزديكى كوه سلع است. ثنيات الوداع نيز كه دو تپه كوجكى است و در طرف شمال و مغرب شهر است، يكى از آنها اتصال به كوه سلع دارد. در وسط راه احُد سكوى مرتفعى بعد از آن عمارات اعيان مدينه است كه در ماه رجب براى زيارت حمزۀ سيدالشهدا رفته