125غفلت ننمايند و اميدوار باشند، قرار دادم و دايرهاى كشيدم، اسامى هفتاد هشتاد نفر معارف و اعيان حجاج را نوشتند كه هر كس به ميل خود وجهى بدد. پنجاه تومان و يك خلعت هم خود من بدهم، اين وجه را جمع و تقسيم كرده به محافظين بدهند. اگر سابقاً وجود گزاف به طور اعتساف مىگرفتند، امسال و سالهاى بعد به قاعده و انصاف بگيرند و به ساير حجاج ضررى وارد نيامده، در رفاه باشند.
سهشنبه دوازدهم مانند روز گذشته، به رمى جمرات پرداخته بيست و يك سنگ ديگر كه از هفتاد سنگ باقى مانده بود، استحباباً در ميان خيمه خاك كرده حكم كوچيدن دادم كه حجاج به سمت شهر حركت نمايند. تخميناً بيستهزار نفر شيعه، از ايرانى و غيره در منى با من مانده بودند. در وقت حركت راه منى، مملو از جمعيت بود كه طريق عبور و مرور را مسدود كرده بودند. يك ساعت و نيم به غروب مانده وارد شهر شده، به مسجدالحرام مشرف گشته، بعد از طواف مستحب مراجعت به منزل نموده، شكرها نمودم كه بحمدالله اعمال واجبه و مستحبۀ حج تمتع را هم بجا آورديم.
جمرات
بدان كه جمرات سهمكانى است در منى كه در آنجا سنگريزه مىاندازند. مفرد آن جمره است، جمرۀ اولى و وسطى در ميان خيابان آبادى منى است و وضع آنها اين است:
سنگ بلندى در وسط نصب كردهاند كه سنگهاى ريزه را بر آن مىزنند و اطراف آن را محوطۀ كوچكى ساختهاند كه سنگهاى ريزه در آنجا جمع مىشود و جمرۀ عقبه در آخر آبادى، متصل به ديوار است و در وقت رفتن به منى، در سمت يسار است. محوطه ندارد و جمره در لغت به معنى حصاة و سنگريزه است و چون سنگريزه را به آن سه مكان مىاندازند، علم از براى آن سه مكان نيز شده است. و فىالقاموس: وجمره، أعطاه جمْراً و جمر فلاناً: نحّاه ومنه: الجمار بمنى؛ أو من اجمر: أسرع، لانَّ آدم رمى إبليس، فأجمر بين يديه. 1چهارشنبه سيزدهم امروز آمد و شد مردم نگذاشت كه به مسجدالحرام مشرف شوم. شب را مشرف شده، طواف مستحب به عمل آورده، از اين فيض محروم نشده، اداى نماز