107
مكۀ مكرّمه
مكۀ معظمه
شنبه دوم ذىالحجه سه ساعت از روز گذشته وارد شهر مكه معظمه شديم. جناب شريف عبدالمطلب، كه شيخالحرمين و نود سال عمر داشت، شريف هاشم پسر خود را با شيخ حسن حظاظى وكيلش و دو دسته عسكر و موزيكان و سوار به استقبال فرستاده بود.
عسكر و موزيكان و سوار به استقبال فرستاده بود. عسكر و موزيكانچيان تعظيمات نظامى به عمل آوردند. مستقبلين نيز تقديم مراسم آداب نمودند. به همۀ آنها از ميان تخت اظهار مهربانى كردم. مرا به منزل رساندند. جناب شريف منزل ما را در عمارت خود كه وسط شهر است قرار داده بودند. خودشان در عمارت ديگر كه در راه منى ساختهاند توقف داشتند. منزل ما عمارت وسيعى بود، بيوتات فوقانى و تحتانى داشت. خودمان و تمام اجزا در آنجا نزول كرديم. نقارهخانه را صبح و عصر در برابر آن عمارت به قانون خودشان مىزنند. به مسجدالحرام نزديك است. يك بازار فاصله دارد. خيال جناب شريف اين بود كه در اين عمارت مادامالتوقف از ما پذيرايى كند. قبول ننموديم، به اصرار تا سه روز پذيرايى كردند، از آن پس موقوف داشتيم. بالجمله براى اين كه خواستم مقدمات زيارت بيتالله الحرام را در منزل فراهم آورده، بعد از آن مشرف شوم، در ورود به شهر مستقيماً