85گزاردى و به سوى وادى «مزدلفه» 1 راه پيمودى و از آنجا سنگهاى ريز برداشتى و به «مشعرالحرام» 2 رفتى؟
شبلى گفت: آرى.
امام عليه السلام فرمود: هنگام نماز گزاردن، چنين انديشيدى كه اين، «نماز شكر» است در شب دهم (ذىالحجه) كه سختىها را آسان مىگرداند و آرامش و آسايش به ارمغان مىآورد ؟
شبلى گفت: نه !
امام عليه السلام فرمود: آن هنگام كه از ميان «دو علم» مىگذشتى و به راست و چپ منحرف نمىشدى، آيا در نيت و انديشهات قصد كردى كه با قلب و زبان و ديگر اعضاى بدنت از دين حق منحرف نگردى ؛ نه به راست و نه به چپ ؟
شبلى گفت: نه !
امام عليه السلام فرمود: هنگام رفتن به «مزدلفه» وجمع آورى ريگها، آيا قصدت اين بود كه هر گناه و جهلى را از خويشتن دورسازى و به جاى آن، علم و عمل بنشانى ؟
شبلى گفت: نه !
امام عليه السلام فرمود: آن گاه كه «مشعرالحرام» رفتى، قصدت اين بود كه شعار و شعور اهل تقوا و خشيت الهى را به قلبت بچشانى و با پارسايان همساز گردى ؟
شبلى گفت: نه !
امام عليه السلام فرمود: پس، از ميان آن دو علم عبور نكردهاى و دو ركعت نماز نخواندهاى و به مزدلفه نرفتهاى و از آنجا ريگ بر نداشتهاى و به مشعرالحرام وارد نشدهاى!
بخش دوازدهم
«ثُمَّ قَالَ عليه السلام لَهُ: وَصَلْتَ مِنًى وَ رَمَيْتَ الْجَمْرَةَ وَ حَلَقْتَ رَأْسَكَ وَ ذَبَحْتَ هَدْيَكَ وَ صَلَّيْتَ فِي مَسْجِدِ الْخَيْفِ وَ رَجَعْتَ إِلَى مَكَّةَ وَ طُفْتَ طَوَافَ الْإِفَاضَةِ؟
قَالَ: نَعَمْ
قَالَ عليه السلام : فَنَوَيْتَ عِنْدَ مَا وَصَلْتَ مِنًى وَ رَمَيْتَ الْجِمَارَ أَنَّكَ بَلَغْتَ إِلَى مَطْلَبِكِ وَ قَدْ قَضَى رَبُّكَ لَكَ كُلَّ حَاجَتِكَ؟
قَالَ: لَا