45داستان «عفيف كندى» مشهور است كه گفت: در آغاز بعثت روزى به اتفاق «عباس بن عبدالمطلب» به مسجد الحرام رفتيم. پيغمبر صلى الله عليه و آله را ديدم به نماز ايستاده و نوجوانى، و زنى نيز با او نماز مىخواندند، به عباس گفتم: اين دگر چيست ؟ وى گفت: اين محمّد برادرزادۀ من است، كه مىگويد من از جانب خدايم و بر اين مردم پيام رسالت دارم و تا كنون جز اين نوجوان، كه او نيز برادرزادۀ من است و اين زن كه همسر اوست، كسى به دين او در نيامده، گفتم: مردم قريش در اين باره چه مىگويند ؟ عباس گفت: ما منتظريم تا ابوطالب چه نظر دهد.
«اكثم صيفى» دانشمند معروف عرب در باره اش مىگويد: من دانش، ادب و سياست و فراست را از ابوطالب آموختم.
چون عبدالمطلب چشم از جهان فرو بست، ابوطالب، محمد صلى الله عليه و آله هشت سالۀ يتيم را تكفل نمود و در كودكى او را سرپرستى و در جوانى از او حمايت نمود و به زير بال محبت خويش بداشت و در سفرهاى تجارت با خود مىبرد و چون به رسالت مبعوث گشت، او را به بهترين وجه و سختترين شرايط و در برابر مشركان قريش پشتيبانى نمود، آن چنان كه در تاريخ بىسابقه و بىلاحقه است.
26 رجب، سه سال پيش از هجرت كه ابوطالب چشم از اين جهان فروبست، جبرئيل نازل شد و به پيغمبر عرض كرد: تو ديگر در اين سرزمين يار و مددكارى ندارى، از شهر مكه بيرون شو و آن حضرت به كوه حجون پناه برد.
حضرت ابوطالب شخصيتى بود كه با تمام وجود در سرزمين مكه به عنوان بزرگ مكه و قريش، به دفاع از پيامبر برخاست. نقش ابوطالب در حمايت از پيامبر در سه سال محاصرۀ اقتصادى فراموش نشدنى است، تا جايى كه فرزندش على عليه السلام را در رختخواب پيامبر صلى الله عليه و آله مىخواباند، تا سوء قصدى متوجۀ پيامبر صلى الله عليه و آله نشود. 1پيامبراكرم صلى الله عليه و آله به حضرت ابوطالب فرمود:
«يَا عَمِّ رُبِّيتُ صَغِيراً وَ نُصِرْتُ كَبِيراً وَ كُفِّلْتُ يَتِيماً فَجَزَاكَ اللَّهُ عَنِّي خَيْرَ الْجَزَاءِ » 2
«اى عمو جان در كودكى تربيتم كردى و در بزرگى ياريم كردى و در يتيمى كفالتم نمودى،خداوند پاداش خير اين همه زحمت كه برايم كشيدى را به تو مرحمت نمايد.»