44در سال سوم هجرى ابوسفيان در رأس سپاهى بزرگ، به قصد انتقام از مسلمانان به سوى مدينه حركت كرد. در احد، در نزديكى مدينه جنگى سخت روى داد كه مسلمانان شكست خوردند و نخبگانى از آنان چون حمزه، عموى پيامبر صلى الله عليه و آله به شهادت رسيدند . پس از نبرد، ابوسفيان برفراز كوه برآمد و ضمن ستايش بتان، پيامبر صلى الله عليه و آله را به نبردى دوباره در بدر وعده داد.
سال بعد پيامبر صلى الله عليه و آله به بدر آمد، اما ابوسفيان پيش از رسيدن به وعدهگاه، قريشيان را متقاعد كرد كه به مكه باز گردند.
سال ديگر ابوسفيان با يارى يهوديان مدينه پيكار خندق را بر ضد پيامبر صلى الله عليه و آله ترتيب داد، اما با تدابير و هوشمندى پيامبر صلى الله عليه و آله ، سپاه ابوسفيان و متحدان او ناكام بازگشتند و مدينه رهايى يافت. با آن كه در جريان صلح حديبيه ابوسفيان مداخلۀ آشكارى نداشت، پيش از فتح مكه، از سوى مشركان به مدينه آمد تا دربارۀ تمديد مدت صلح با پيامبر صلى الله عليه و آله مذاكره نمايد. اما كسى به او اعتنا نكرد و بىنتيجه به مكه بازگشت. سرانجام پس از دشمنى و پيكارهاى متعدد، ابوسفيان در سال هشتم هجرى به هنگام فتح مكه به يارى و وساطت «عباس بن عبدالمطلب»، نزد پيامبر آمد و به ظاهر اسلام آورد و پيامبر خانه او را پناه امن اعلام كرد. پس از آن ابوسفيان و خانوادهاش در شمار مسلمانان درآمدند و پيامبر صلى الله عليه و آله او را به امارت «نجران» فرستاد و در همان سال در جنگ حنين، ابوسفيان فرماندهى گروهى جنگجو را برعهده داشت. از پارهاى روايات چنين برمىآيد كه هنگام رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ابوسفيان والى نجران بود.
با آنكه او پس از فتح مكه به ظاهر، اسلام آورد، سخنى كه در ماجراى «ردّه» به او نسبت داده شده، نشان از بستگى و علاقۀ او به آيين بتپرستى دارد. 18
أ
ابوطالب
«ابوطالب»، نام آن حضرت عبدمناف يا عمران بن عبدالمطلب بن هاشم عبدمناف است. مادرش فاطمه بنت عمرو مىباشد. ابوطالب، عموى بزرگوار پيغمبر صلى الله عليه و آله و پدر ارجمند امير مؤمنان على عليه السلام بزرگ بنىهاشم بود.