439
3
أ
قربانى
در تعاليم و احكام اديان، سخن از قربانى، زياد به ميان آمده است و از مجموع آنچه در تاريخ اديان و سرگذشت اقوام و قبايل فهميده مىشود مىتوان گفت كه قربانى كردن، يكى از شعائر ديرينۀ دينى است.
انسان با سر بريدن حيوان حلال گوشتى كه جزئى از سرمايۀ زندگى و گاه وسيله تأمين معاش اوست، از آنچه دوست دارد و برايش مفيد است مىگذرد، چون چيز خوبى را كه دارد تقديم مىكند تا به حكم آيۀ «لَنْ تَنٰالُوا الْبِرَّ حَتّٰى تُنْفِقُوا مِمّٰا تُحِبُّونَ» 1 هرگز به خير و خوبى دست نخواهيد يافت، مگر آنكه از آنچه دوست داريد انفاق كنيد و آنچه به عمل قربانى ارزش مىبخشد و مايۀ قرب انسانى به خدا مىشود اخلاص در نيت است كه همانا بايد جلب رضاى خداوند باشد. 2بنابراين، قربانى؛ گوسفند يا شترى است كه در عيد قربان ذبح مىشود و در غير مناسك حج مستحب است. چنانكه از حضرت رسول صلى الله عليه و آله رسيده: خداوند روز اضحى را عيد قرار داد تا فقرا گوشت فراوان به دستشان رسد، پس به آنها گوشت بخورانيد 3.
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: اگر مردم مىدانستند كه قربانى در روز «عيد اضحى» چه اجرى دارد وام مىگرفتند و قربانى مىكردند، چه با اولين قطرۀ خون آن، صاحب قربانى آمرزيده گردد.
از امام كاظم عليه السلام روايت شده كه امُ سلمه به پيغمبر عرض كرد: يا رسول اللّٰه! عيد اضحى مىآيد و من چيزى ندارم كه قربانى كنم اجازه مىفرماييد وام بستانم و قربانى كنم؟ فرمود: وام بستان و قربانى كن زيرا اين وامى است كه ادا مىشود.
از روايات استفاده مىشود كه قربانى مستحبى كه در سالهاى بعد از حج در شهرها مىشود، شرائط قربانى حج را ندارد.