438دانسته «وَ إِنْ كٰانَتْ لَكَبِيرَةً» 1 و در سورۀ بقره، آيۀ 142 تا 145 پنج بار دربارۀ قبله سخن گفته كه اين شيوۀ بيان نادرى است.
از آنجا كه پذيرش قبله، بمنزلۀ پذيرش اصل دين است، خداى سبحان به رسول اكرم مىفرمود:
«وَ لَئِنْ أَتَيْتَ الَّذِينَ أُوتُوا الْكِتٰابَ بِكُلِّ آيَةٍ مٰا تَبِعُوا قِبْلَتَكَ وَ مٰا أَنْتَ بِتٰابِعٍ قِبْلَتَهُمْ» 2 هر معجزهاى ارائه كنى، اهل كتاب قبلۀ تو را نخواهند پذيرفت، همانگونه كه تو به قبلۀ آنان كه امرى منسوخ است رو نخواهى كرد. 3اعتراض نابجا
خداى سبحان در پاسخ اين اعتراض يهوديان كه گفتند: اگر قبلۀ اوّل شما درست بود و نمازى كه به سوى آن خوانديد صحيح بود، پس اين نمازى كه به سوى كعبه مىخوانيد باطل است و اگر اين قبله و اين نماز صحيح است پس نمازهايى كه به سوى مسجدالاقصى خوانديد باطل است؟ فرمود:
«لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ» 4 يعنى همۀ جهات از آن خداست و در اين كه ملك حق است يكسان بوده، هيچ مزيّتى بر يكديگر ندارد. اگر خداى سبحان در سمت و جهت خاصى قرار داشت از سمتهاى ديگر غائب و آفل بود، در حالى كه «فَأَيْنَمٰا تُوَلُّوا فَثَمَّ وَجْهُ اللّٰهِ » 5 زيرا «لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ» مدّعا اين است كه به هر سمت، رو كنيد، رو به سوى خدا كردهايد. دليل آن مدعا اين است كه «لِلّٰهِ الْمَشْرِقُ وَ الْمَغْرِبُ » . زيرا مشرق و مغرب در قبال شمال و جنوب يا بالا و پايين نيست، از اين رو ديگر نفرمود:
همۀ جهات از آن خداست، زيرا همۀ جهات را شرق و غرب، در واقع طلوع و غروب آفتاب مىسازد.
توضيح اينكه اولاً مشرق و مغرب دو جهت است، نه دو موجود عينى و خارجى نظير خورشيد و ماه.
ثانياً جهت بودن مشرق و مغرب، متوقف است به وجود كوكبى نيّر و نيز حركتى كه از آن، طلوع و غروب و در نتيجه مشرق و مغرب پديد آيد. پس اگر كوكبى نباشد و حركتى نكند، شرق و غربى حاصل نمىشود. 6خلاصه، قرآن، حقيقت مشرق و مغرب و تكثر آن دو را در سه مرحله بيان كرده است. 7 كه تفصيل آن در كتاب «صهباى حج» آمده است.