435نخست؛ آنكه حج يگانه فريضهاى است كه خداوند براى آن، همۀ آحاد مسلمن هر آنكس از آنان را كه داراى استطاعت باشد، از سراسر عالم و از خلوت خانهها و عبادتگاهها به يك نقطه فرا مىخواند و ايام معلومات، در گونهگون تلاش و حركت و سكون و قيام و قعود، آنان را به يكديگر پيوند مىزند.
«ثُمَّ أَفِيضُوا مِنْ حَيْثُ أَفٰاضَ النّٰاسُ وَ اسْتَغْفِرُوا اللّٰهَ إِنَّ اللّٰهَ غَفُورٌ رَحِيمٌ» 1؛ سپس كوچ كنيد بدانسان كه مردمان كوچ كردند و از خدا آمرزش بخواهيد كه خدا آمرزنده و مهربان است.
دوّم: آنكه در همين كار دست جمعى و علنى برترين منزل مقصود را «ذكر» خدا يعنى كارى قلبى و نفسانى، معرفى مىكند «وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ عَلىٰ مٰا رَزَقَهُمْ مِنْ بَهِيمَةِ الْأَنْعٰامِ» 2؛ و در ايام معينى نام خدا را بر چهار پايانى كه به آنها داده است (به هنگام قربانى كردن) ببرند.
سوم: آنكه در صفحۀ روشن و همه كس شناس آن، تصويرى از تمامى كلى زندگى انسان موحد را عرضه مىكند و در عملى رمزى به مسلمانان درس زندگى هدفدار و جهتدار مىدهد.
از ورود در ميقات و حضور در ساحت احرام و تلبيه و تروك تا طواف، گرد مركز كعبه و سعى در صفا و مروه و وقوف در محشر عرفات و مشعر و ذكر و تضرع و تعارفى كه در آن است، و تا رسيدن به منا و قربانىاش و رمى جمرهاش و حلقش و سپس دو باره برگشتش به طواف و سعى... همه و همه درسهاى رسا و روشن، حركت جهتدار و دستجمعى و معرفت آميز مسلمان در عرصۀ توحيد و در مسعاى حيات و برگرد محور «اللّٰه» است. زندگى در آيينۀ حج يك سير دائمى بلكه يك صيرورت دائمى به سوى خداست و حج آن درس هميشه زندۀ عملى و سازنده است، كه اگر به هوش باشيم، راه و رسم زندگى ما را در صحنهاى عملى و روشن، ترسيم مىكند. 3