43
7
أ
ابوسفيان
«ابوسفيان» نامش صخر بن اميّة بن عبدالشمس بن عبد مناف است. يكى از مردان مشهور عرب بوده كه گاهى وى را در صدر اسلام به كنيۀ «ابوحنظله» نيز مىخواندهاند. تاريخ تولد او روشن نيست، لكن واقدى به استناد روايتى تولد ابوسفيان را پيش از عام الفيل (560 م) ذكر كرده است. مادرش صفيّه «دختر حَزن بن بُجَير بن هُزَم» بود و پدرش «حرب»، در روزگار خود پيشواى بنى اميه و فرماندۀ آنان در جنگهاى فُجّار بوده است.
به رغم شهرت ابوسفيان در تاريخ صدراسلام، از زندگى او، خاصه پيش از اسلام آگاهى دقيق و كاملى در دست نيست، از برخى اشارات مورخان چنين برمىآيد كه وى پيش از اسلام از بزرگان قريش بوده و پيشۀ بازرگانى داشته است.
با آغاز دعوت پيامبر صلى الله عليه و آله ابوسفيان جزء سرسختترين دشمنان او مىشود، اما با اين همه، شدت مخالفت او را از ديگر سران قريش، مانند ابوجهل و ابولهب كمتر دانستهاند، در دومين سال هجرت پيامبر صلى الله عليه و آله از مكه به مدينه، ابوسفيان در رأس كاروانى تجارى از شام بازمىگشت. پيامبر صلى الله عليه و آله با سپاهيانى آهنگ حمله به آن كرد، اما ابوسفيان از يك سو از قريشيان مكه يارى خواست و از سوى ديگر، خود با زيركى تغيير مسير داده، كاروان را به مكه رساند.
با اينكه كاروان از خطر رسته بود، ابوجهل از تهديد پيامبر صلى الله عليه و آله چنان در خشم شد كه تصميم گرفت به مكه باز نگردد، تا با پيامبر صلى الله عليه و آله پيكار كند. در جنگ بدر قريشيان شكست خورده و «حنظله» پسر ابوسفيان كشته و پسر ديگرش «عمرو» اسير شد، اما بعداً آزاد گرديد. اين شكست چنان بر قريشيان گران آمد كه تصميم گرفتند دوباره به پيكار با پيامبر صلى الله عليه و آله و مسلمانان بروند، پس ابوسفيان با 200 سوار از قريش آهنگ مدينه كرد و پس از مذاكره با رئيس بنى نضير كسانى را به مدينه فرستاد و آنان در جايى به نام «عُريض»، نخلستانهايى را به آتش كشيدند و گريختند. پيامبر صلى الله عليه و آله به تعقيب ابوسفيان پرداخت، اما به او دست نيافت.