42عمر چهارتن از بزرگان اصحاب را كه در جنگ بدر شركت نداشتند در رديف شركت كنندگان قرار داد؛ اين چهارتن امام حسن و حسين عليهما السلام و سلمان و ابوذر بودند.
ابوذر در سال 23 ق هنگامى كه معاويه به بيزانس (روم شرقى) حمله كرد، جزو سپاهيان وى بود و نيز به هنگام فتح قبرس در سپاه معاويه بود، اما پس از قتل عمر و در زمانِ خلافت عثمان، معاويه به حمايت و پشتيبانى او، در خرج، گشاده دستى كرد و اين امر بر ابوذر كه مردى زاهد و سختگير و حامى فقرا و ضعفا بود گران آمد و شروع به انتقاد از معاويه نمود، معاويه به عثمان شكايت كرد و عثمان او را به مدينه فرا خواند و چون در مدينه با عثمان نيز درشتى آغاز كرد 1، عثمان او را به «ربذه» تبعيد نمود.
ابوذر نظر به زهد و سختگيرى در امر معاش هرگز در كارهاى حكومتى خلفا شركت نكرد و حتى از كسانى كه كار دولتى قبول مىكردند، متنفر بود.
در روايت است كه ابوذر را هنگام تبعيد به ربذه، حضرت اميرالمؤمنين على، امام حسن و امام حسين عليهم السلام و «عمار» و «عبداللّٰه بن جعفر» مشايعت كردند و هر كدام سخنانى ايراد نمودند.
ابوذر در سال 31 يا 32 در ربذه، محل تبعيد خود، در حالى كه از مال دنيا چيز قابل توجهى به جاى نگذاشت و جز دختر خود كسى را در آن بيابان نداشت، وفات يافت و طبق نقل روايات، «عبداللّٰه بن مسعود» كه با تنى چند از آنجا عبور مىكرد بر او نماز خواند و او را در همانجا به خاك سپرده و فرمايش رسول اكرم صلى الله عليه و آله كه فرمود: «رَحِمَ اللّٰهُ ابٰاذَر يَعيشُ وَحْدَه وَ يَمُوتُ وَحدَه وَ يَحْشُرُ وَحْدَه» ، دربارۀ او محقق شد. 2