402صد هزار نفر پيرامون پيامبر صلى الله عليه و آله جمع شدند. حضرت نماز ظهر را به جماعت خواند و سپس بر فراز جهاز شتران رفت و فرمود: نزديك است من از ميان شما بروم، من دربارۀ شما مسؤلم. دربارۀ من چه فكر مىكنيد؟ همه او را تصديق كردند و گفتند: ما گواهى مىدهيم رسالت را خوب انجام دادى، سپس فرمود:
«إِنِّي تَارِكٌ فِيكُمُ الثَّقَلَيْنِ كِتَابَ اللَّهِ وَ عِتْرَتِي، أَهْلَ بَيْتِي وَ إِنَّهُمَا لَنْ يَفْتَرِقَا حَتَّى يَرِدَا عَلَيَّ الْحَوْضَ» 1
من در ميان شما دو چيز گرانبها بجا مىگذارم؛ كتاب خدا و عترتم، اهل بيتم را، و اين دو هرگز از يكديگر جدا نشوند تا در كنار حوض بر من وارد شوند.
آنگاه دست على عليه السلام را گرفت و آنقدر بالا برد كه زير بغل هر دو نمايان شد و او را به همه معرفى كرد و فرمود:
«مَنْ كُنْتُ مَوْلاهُ فَهَذَا مَوْلاهُ اللّهُمَّ وَالِ مَنْ وَالاهُ وَ عَادِ مَنْ عَادَاهُ» 2
هر كه من مولاى اويم، اين على مولاى اوست، خدايا! دوست بدار هر كس او را دوست مىدارد و دشمن بدار هر كه با او دشمنى مىورزد.
سپس صداى تكبير پيامبر صلى الله عليه و آله بلند شد و اين آيه را تلاوت فرمود:
«الْيَوْمَ أَكْمَلْتُ لَكُمْ دِينَكُمْ وَ أَتْمَمْتُ عَلَيْكُمْ نِعْمَتِي وَ رَضِيتُ لَكُمُ اْلإِسْلاٰمَ دِيناً» 3؛ امروز دينتان را براى شما كامل گردانيدم و نعمتم را بر شما تمام كردم و دين اسلام را براى شما برگزيدم.
پس از آن، همۀ افراد، گروه گروه به حضور اميرالمؤمنين عليه السلام رسيدند و به وى تبريك گفتند. عمر و ابوبكر جزء اولين افرادى بودند كه به حضور حضرت رسيده و به وى تبريك گفتند. حدود هفتاد روز از واقعۀ غدير خم نگذشته بود كه پيامبر صلى الله عليه و آله رحلت كرد. هنوز بدن مباركش توسط حضرت على عليه السلام در حال غسل و كفن بود كه موضوع خلافت در سقيفه به رأى گذاشته شد. 4در روايات شيعى از اين روز، (عيد غدير خم)، با نام «عيداللّٰه الاكبر» و «عيد آل محمد عليهم السلام » ياد شده و گفته شده كه اين عيد در آسمانها «العهد المعهود» و در زمين «يوم الميثاق» است. از