341آنكه گفتند: «سَحَرَ الْقَمَر، سَحَرَ الْقَمَر ؛ ماه را جادو كرد.»
برخى از آنها گفتند: اگر شما را جادو كرده، مردم شهرهاى ديگر را كه جادو نكرده ! از آنها بپرسيد و چون از مسافران و مردم شهرهاى ديگر پرسيدند، آنها مشاهدات خود را در دو نيم شدن ماه بيان داشتند 1.
مرحوم طبرسى مىنويسد:
«اَلْمُسْلِموُنَ اجْمَعُوا عَلىٰ ذٰلِكَ فَلاٰ يُعْتَدُّ بِخِلاٰفِ مَنْ خٰالَفَ فيه؛ مسلمانها بر انجام اين معجزه اجماع دارند و از اين رو به گفتار مخالف اعتنايى نيست. 2از علماى اهل تسنن نيز فخر رازى مىنويسد:
«اَلْمُفَسِّرُونَ باسرهم عَلىٰ انَّ الْقَمَرَ حَصَلَ فيهِ الْاِنْشِقٰاق 3؛ مفسرين همگى بر اين عقيدهاند كه در ماه انشقاق پديد آمد و ماه دو نيم شد.
دكتر سعيد بوطى نويسندۀ كتاب فقه السيره مىنويسد:
«وَ هٰذٰا امْرٌ مُتَّفِقٌ عَلَيهِ بَينَ الْعُلَمٰاء انَّهُ وَقَعَ في زَمانِ النَّبِىّ صلى الله عليه و آله وَ انَّهُ كٰانَ احْدَى الْمُعْجِزات 4؛ و اين چيزى است كه در بين علماء مورد اتفاق است كه در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله اتفاق افتاده و يكى از معجزات اوست. 5زمان و مكان انشقاق قمر
در اين كه اين معجزه در زمان رسول خدا صلى الله عليه و آله در مكه انجام شده، اختلاف در روايات و گفتار محدثين نيست و مسأله، اجماعى است ولى در مورد تاريخ آن اختلافى در روايات و كتابها به چشم مىخورد.
از مرحوم طبرسى در «اعلام الورى» و «راوندى» در «خرائج» نقل شده كه اين داستان در سالهاى اول بعثت اتفاق افتاد، ولى مرحوم علامۀ طباطبايى در تفسير الميزان در دو جا ذكر كرده كه اين ماجرا در سال پنجم قبل از هجرت اتفاق افتاد و در يك جاى آن از پارهاى نقل كرده كه اين داستان در آغاز شب چهاردهم ذىحجه پنج سال قبل از هجرت اتفاق افتاده و مدت آن نيز اندكى